عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٨ - حيات عبرتآموز اويس قرن
نداد، گفتم: رحمك الله يا اويس وغفر لك[١]. چگونهاى؟ آن گاه گريستم، اويس نيز بگريست و گفت: حياك الله يا هرم بن حيان[٢].
چگونهاى اى برادر من و تو را كه به من راه نمود؟ گفتم: اى اويس! نام من و پدر من چون دانستى و مرا به چه شناختى كه مرا هرگز نديدهاى؟!
گفت: اى هرم! عليم و خبير به من خبر داده است كه روح من روح تو را شناخت كه روح مؤمنان با يكديگر آشناست، اگر چه همديگر را نديده باشند.
گفتم: اى اويس! آيتى از قرآن بر من بخوان كه علاقه دارم از زبان تو آيهاى بشنوم، دستم گرفت و گفت: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم[٣]. سپس زار زار بگريست و گفت: چنين گويد خداى تعالى:
[و ما خلقت الجن و الإنس إلا ليعبدون][٤].
و جن و انس را جز براى اين كه مرا بپرستند نيافريديم.
[و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما لاعبين][٥].
و ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آن دو قرار دارد به بازى نيافريدهايم.
[ما خلقناهما إلا بالحق و لكن أكثرهم لا يعلمون][٦].
ما آن دو را جز به درستى و راستى به وجود نياوردهايم، ولى بيشترشان [به
[١]-/ خدا تو را بيامرزد اى اويس.
[٢]-/ خدا تو را زنده بدارد اى حرم بن حيان و بيامرزد تو را.
[٣]-/ پناه مىبرم به خداوند از شر شيطان رانده شده.
[٤] -ذاريات( ٥١): ٥٦.
[٥] -انبياء( ٢١): ١٦.
[٦] -دخان( ٤٤): ٣٩.