عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٥ - اوصاف عبرتپذيران
راه به مقام قرب و نقطه وصل و مرحله رضايت دوست مىرسند.
پندگيرى و عبرت گرفتن، بارقه و جرقهاى است الهى كه از جهان ملكوت بر دنياى تاريك جان زده مىشود و چراغ وجود آدمى را آن چنان روشن مىنمايد كه در سايه آن روشنايى دل انسان به حقايق راه پيدا كرده و پاى همت و اراده براى رسيدن به مقامات ملكوتى قدرت مىگيرد.
تمام وسايل و عوامل عبرتگيرى و پند اندوزى از قبيل عقل، چشم، گوش، فطرت، وجدان، علم، حوادث، مصائب زندگى گذشتگان به انسان مرحمت شده است.
انسان، به حقيقت اگر اهل پند باشد، تمام اوضاع و احوال عالم و كليه حوادث و اوراق بىعدد تاريخ زندگى مردمان و ذره ذره عناصر و اشىء براى او درس و عامل عبرت است.
بيداران، عارفان، حكيمان، عاشقان حق، اهل بصيرت، اهل دل، تمام عمر پر قيمت خود را در اين جهان به عبرتآموزى و پندگيرى سپرى كردند و هر حادثه و هر مسئله و هر برنامه وهر ورق تاريخ را به ديده عبرت نگريستند و از طريق عبرتگيرى و درسآموزى، دريا دريا به شخصيت الهى و انسانى خود افزودند و از اين طريق به بزرگى و كرامت و به اصالت و عظمت و به حقيقت و واقعيت رسيدند.
عبرتگيرندگان، زندگان و بىتفاوتان در برابر اوضاع و احوال جهان و گردش خلقت و حيات بشرى، مردگانند.
جهان و هر چه در آن است، براى بيدار دلان موعظه و پند و عبرت و نصيحت است.
چه بسا خفتگانى كه اگر خواب غفلتشان ادامه مىيافت، دست به جنايات غير قابل جبران مىزدند، ولى در برخورد به يك حادثه، با يك واقعيت عبرت گرفته