عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٨ - ورع در آيينه روايات
|
چو شكستى اين دل مشو ايمن از وى |
كه بسوزد آهش قلم قضا را |
|
|
نه حريف مايى فلكا كه يارم |
شكند به نازى صف ما سوا را |
|
|
بشكست رونق زبتان بت من |
زصنم بياراست حرم خدا را |
|
|
نه براه كويش سفرى خرد را |
نه به باغ حسنش گذرى صبا را |
|
|
نه زدام شوق تو رهد الهى |
نه به درد عشقت اثرى دوا را |
|
ورع در آيينه روايات
حضرت على ٧ مىفرمايد:
رسول اسلام ٦، شب معراج از حضرت رب العزه از بهترين اعمال سؤال كرد، خداوند متعال مسائلى را در پاسخ به سؤال رسول جواب داد، از جمله فرمود:
يا أحمد إن أحببت أن تكون أورع الناس فأزهد فى الدنيا وارغب فى الآخرة[١].
اى احمد! اگر علاقه دارى پارساترين مردم باشى، نسبت به دنيا زاهد و به آخرت مشتاق باش.
عرضه داشت: چگونه نسبت به دنيا زهد ورزم و به آخرت عشق بورزم؟
خطاب رسيد: خوردن و آشاميدن و لباست را از دنيا سبك بردار كه سبك گيرى در اين امور، مصونيت حتمى از گناه است و باعث بر حفظ حقوق مردم، فرداى خود، از مال دنيا انباشته مكن و بر ذكر و ياد من مداومت داشته باش.
عرضه داشت: چگونه بر يادت مداومت كنم؟ خطاب رسيد: بيدار باش، مردم تو را آن چنان مشغول نكنند كه مرا از ياد ببرى، از ترش و شيرين دنيا بپرهيز، شكم و خانه را از غير ضرورت خالى دار، مانند طفلان مباش كه چون سبز و زرد دنيا را
[١] -ارشاد القلوب: ١/ ١٩٩، باب ٥٤؛ بحار الأنوار: ٧٤/ ٢١، باب ٢، حديث ٦.