عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٧ - حقيقت ورع
و عرش الله اكبر و جان هستى توست با كمال قدرت بگير كه اگر خانه دل خراب شود، بنيان سلامت اعضا و جوارح خراب شده.
قلب را كه محل معارف و چراغ پر فروغ الهى است، از آلوده شدن به گناه و تيرگى حفظ كن كه اگر درب گناه به روى اعضا و جوارح باز باشد، نور ايمان در قلب خاموش مىشود و مرتبه و منزلت تو در پيشگاه مقدس حضرت رب الأرباب پست مىگردد و در قيامت، جز حسرت و ندامت محصولى بر نخواهى داشت و به سبب بازبودن در گناه به روى اعضا و جوارح، مرغ ملكوتى حيا از قفس وجود پر كشيده و تو را براى افتادن به چاه هر گناهى، آماده مىسازد!!
چه بدبخت انسانى كه از حالت الهى ورع بىنصيب است و چه زبون و بيچاره آن نفس و جانى كه از نور ورع بىبهره است، بىورع همانند حصار و قلعهايست كه در ندارد و از هر ديوارش روزنى براى ورود شياطين باز است.
بياييد با سوز دل و كمال اخلاص به بارگاه مقدس حضرت ذوالجلال بناليم، و از آن منبع فيض بخواهيم كه از فضل و رحمتش ما را به فضيلت ورع آراسته فرمايد، تا از اين رهگذر به سعادت ابدى نايل آمده و از شقاوت و پستى و به خصوص از عذاب فردا و رنج امروز، در امان بمانيم.
به قول الهى آن عارف معارف الهيه:
|
چه خوش است يكشب بكشى هوا را |
به خلوص خواهى زخدا خدا را |
|
|
به حضور خوانى ورقى زقرآن |
فكنى در آتش كتب ريا را |
|
|
شود آن كه گاهى بدهند راهى |
به حضور شاهى چو من گدا را |
|
|
طلبم رفيقى كه دهد بشارت |
به وصال يارى دل مبتلا را |
|
|
مگر آشنايى ز ره عنايت |
بخرد به خارى گل باغ ما را |
|
|
فلكا شكستى دل عاشقان را |
به چه روى بستى كمر جفا را |
|