عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٣ - دنيا در كلام عبدالرزاق لاهيجى
دار بالبلاء محفوفة وبالغدر موصوفة لا تدوم أحوالها ولا يسلم نزالها[١].
دنيا سرايى است پيچيده به گرفتارىها و موصوف به مكر و بىوفايى، احوالش يك نواخت نمىماند و منزلداران در آن از غم و اندوه مرگ، جان به سلامت نمىبرند.
دار هانت على ربها فخلط حلالها بحرامها وخيرها بشرها وحلوها بمرها[٢].
دنيا خانهاى است كه نزد پروردگارش بسى بىارزش و خوار و حلالش به حرام و خيرش به شر و شيرينش به تلخش آميخته است. از پس هر خندهاش، گريه و به دنبال هر راحتش، رنج و پس حياتش، مرگ است.
دار الفناء مقيل العاصين ومحل الأشقياء والمعتدين[٣].
اين سراى ناپايدار، منزل گنهكاران و جاى تيرهبختان و مركز زندگى گردنكشان است، محلى نيست كه بر آن دل ببندند و به امورش دل خوش كنند.
دنيا در كلام عبدالرزاق لاهيجى
ملا عبدالرزاق لاهيجى در توضيح بسيار مختصرى كه به جملات پايانى اين حديث، درباره ظاهر فريباى امور مادى و مغرور شدگان به آن دارد، مىگويد:
حاصل آن كه: اين خبيثه دنيه كه از صفت او از هزار يكى و از بسيار اندكى به قلم آمد، هر كه را در حبايل غرور خود، دانهخوار حرص و امل گردانيد و مكايد و شرور او، هر كه را به مكر و تزوير مبتلا و اسير شهوت و شره ساخت، يقين ببايد دانست
[١] -غرر الحكم: ١٣١، حديث ٢٢٤٨.
[٢] -غرر الحكم: ١٣١، حديث ٢٢٤٩.
[٣] -غرر الحكم: ١٢٨، حديث ٢١٧٩.