عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٠ - فراموشى آخرت در دنيا
گروهى ديگر، نظاره اختصار نكردند، بلكه آن سنگ ريزههاى غريب و نيكوتر چيدند و با خود بياوردند و در كشتى جاى آن نيافتند، جاى تنگ بنشستند و بارهاى آن سنگ ريزهها بر گردن نهادند و چون يك دو روز برآمد، آن رنگها نيكو بگرديد و تاريك شد و بوىهاى ناخوش از آن آمدن گرفت، جاى نيافتند كه بيندازند، پشيمانى خوردند و بار و رنج آن برگردن مىكشيدند.
و گروهى ديگر، در عجايب آن جزيره متحير شدند، تا از كشتى دور افتادند و كشتى برفت و منادى كشتى به آن نشنيدند و در جزيره مىبودند تا بعضى هلاك شدند از گرسنگى و بعضى را سباع هلاك كرد.
آن گروه اول، مثال مؤمنان پرهيزكار است و گروه پسين، مثل كافران كه خود و خداى را عزوجل و آخرت را فراموش كردند و همگى خود را به دنيا دادند كه:
[استحبوا الحياة الدنيا على الآخرة][١].
اين [خشم و عذاب بزرگ] به سبب آن است كه زندگى دنيا [ى زودگذر] را بر آخرت ترجيح دادند.
و آن دو گروه ميانين، مثل عاصيان است كه اصل ايمان نگاه داشتند و ليكن دست از دنيا بنداشتند، گروهى با درويشى تمتع كردند و گروهى با تمتع، نعمت بسيار جمع كردند تا گران بار شدند!!
بدين مذمت كه دنيا را كرده آمد، گمان مبر كه هر چه در دنياست مذموم است بلكه در دنيا چيزهاست كه آن نه دنياست، چه علم وعمل در دنيا باشد و آن نه از دنيا بود كه در آن صحبت آدمى به آخرت رود، اما علم به عينه با وى بماند و اما عمل اگر چه به عينه نماند، اثر آن بماند و اين دو قسم بود:
[١] -نحل( ١٦): ١٠٧.