عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٨ - مهمانى دنيا
مثل جوينده دنيا چون مثل خورنده آب درياست، هر چند بيش خورد تشنهتر مىشود، مىخورد و مىخورد تا هلاك شود و هرگز آن تشنگى از وى نرود[١].
و رسول ما عليه افضل الصلوات واكمل التحيات مىگويد: هم چنان كه روا نباشد كه كسى در آب رود و تر نگردد، روا نباشد كه كسى در دنيا شود و آلوده نگردد!!
|
اين كهن باغ كه گل پهلوى خار است در او |
نيست يك دل كه نه زان خار فكار است در او |
|
|
برگ راحت مطلب ميوه مقصود مجوى |
برگ بىبرگى و غم ميوه و بار است در او |
|
|
چون جهان در خم چوگان فضا گوى صفت |
بىقرار است چه امكان قرار است در او[٢] |
|
مهمانى دنيا
مثال آخر: مثل كسى كه در دنيا آيد، مثل كسى است كه مهمان شود نزديك ميزبانى كه عادت وى آن بود كه هميشه سراى آراسته دارد براى مهمانان و ايشان را مىخواند، گروهى پس از گروهى و طبق زرين پيش وى نهد، بر وى نقل و مجمره سيمين با عود و بخور تا وى معطر شود و خوش بوى گردد و نقل بخورد و طبق مجمره بگذارد تا قوم ديگر در رسند، پس هر كس رسم وى داند و عاقل باشد، عود و بخور برافكند و خوش بوى شود و نقل بخورد و طبق و مجمره به دل خوش بگذارد و شكر بگويد و برود و كسىكه ابله باشد پندارد كه، اين بوى دادند تا با خويشتن ببرد، چون به وقت رفتن بازستانند، رنجور و دلتنگ شود و فرياد درگيرد،
[١] -مجموعة ورام: ١/ ١٤٩.
[٢] -عبدالرحمن جامى.