عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٧ - سالكان راه با عظمت زهد
و ديگرى را هم سوار مىكرد.
بر در خانهاش پردهاى كه در آن نقشهاى نقش شده آويخته بود، پس به يكى از زنهايش فرمود: اين پرده را از نظر من پنهان كن؛ زيرا وقتى به آن چشم مىاندازم دنيا و آرايشهاى آن را به ياد مىآورم، پس از روى دل از دنيا دورى گزيده، ياد آن را از خود دور مىساخت و دوست داشت كه آرايش آن از جلوى چشمش پنهان باشد، تا از آن جامه زيبا فرا نگرفته باور نكند كه آنجا جاى آرميدن است و اميدوارى و درنگ كردن در آنجا را نداشته باشد، پس علاقه و بستگى به اين دنياى از دست رفتنى را از خود بيرون و از دل دور كرده و آرايشهاى آن را از جلوى چشم پنهان گردانيد و چنين است كسى كه چيزى را دشمن مىدارد و بدش مىآيد، به آن چشم اندازد و نام آن در حضورش برده شود![١]!
زهد، مورث معنويت، آزادگى و ايثار و خصايل ديگر انسانى و الهى است، زاهد به حقيقت اهل معناست و از قيد تعلقات مادى و شيطانى با تمام وجود آزاد است و پيش انداختن محرومان و مستمندان و دردمندان را نسبت به خودش، كار بسيار آسانى است.
شدت زهد پيامبر ٦ و حضرت على و خاندانش و ائمه طاهرين : و پس از آنان ياران و اصحاب خالص آن بزرگواران چيزى نيست كه نياز به شرح داشته باشد.
سالكان راه با عظمت زهد
سخن گفتن از شخصيتهايى كه در راه زهد اسلامى، سير و سلوك خالص داشتند، كارى بس مشكل و امرى بس سخت است.
[١] -نهج البلاغة: خطبه ١٦٠.