عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٠ - پرهيز از چهار عامل خطر
پرهيز از چهار عامل خطر
يكى از پيران معرفت را پرسيدند: عارف را چگونه بايد كه باشد؟
گفت: چنان بايد كه از ميان خويش و آن خداوند خويش، چهار چيز بردارد:
يكى: ابليس را و هر چه او خواهد و خواست وى معصيت بود كه اندر وى زوال ايمان بود و اندر زوال ايمان دوزخ جاودان بود.
[كمثل الشيطان إذ قال للإنسان اكفر فلما كفر قال إني بريء منك إني أخاف الله رب العالمين\* فكان عاقبتهما أنهما في النار خالدين فيها و ذلك جزاء الظالمين][١].
[داستان منافقان كه كافران از اهل كتاب را با وعدههاى دروغ فريفتند] چون داستان شيطان است كه به انسان گفت: كافر شو. هنگامى كه كافر شد، گفت:
من از تو بيزارم، من از خدا كه پروردگار جهانيان است، مىترسم.\* سرانجامشان اين شد كه هر دو در آتشاند و در آن جاودانهاند و اين است كيفر ستمكاران.
دوم: نفس و آنچه خواهد كه نفس بدان كارى كند بد و بد كردارى را جاى آتش بود، چنان كه گفت در قصه يوسف صديق:
[و ما أبرئ نفسي إن النفس لأمارة بالسوء إلا ما رحم ربي إن ربي غفور رحيم][٢].
من خود را از گناه تبرئه نمىكنم؛ زيرا نفس طغيان گر، بسيار به بدى فرمان
[١] -حشر( ٥٩): ١٦- ١٧.
[٢] -يوسف( ١٢): ٥٣.