عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٩ - شناخت زهد
آن كس كه در برابر متاع حيات مادى و آرايش ظاهر دنيا، فريب نمىخورد و مقام با عظمت خلافت اللهى را با مشتى خاك و با چند روز مقام و با قليلى درهم و دينار معامله نمىكند زاهد است.
عرفان به واقعيتها و معرفت به حقايق و بصيرت به امور ظاهر و باطن، مورث زهد است.
چون واقف شدى، عمر هزار ساله در برابر عمر ابد آخرت لحظهاى بيش نيست، به حقيقت زاهد خواهى شد.
چون آگاه شدى، آنچه هست رفتنى است و تنها وجود باقى خداست و هر تكيهگاهى موقتى است، تنها تكيهگاه ابدى حضرت رب العزه است، از ماسوى الله زاهد شده و تنها به حضرت او رغبت كنى، با توجه به اين حقايق است كه دنيا برايت مسجد و جمال محبوب برايت قبله و ذكر دائم برايت نماز و خدمت به خلق برايت عبادت مىگردد.
قدر خود بشناس و به آنچه بايد واقف گردى واقف شو، در مقام كسب آگاهى و بصيرت و معرفت و عرفان برآى كه در تمام وجود از نظر قوه و استعداد همتا ندارى و به اين خاطر از ميان تمام ممكنات و موجودات تو را به مقام نيابت و خلافت از خود برگزيدهاند.
آرى، معرفت به حقايق، مقدمه حركت به سوى حقايق و عشق به حقايق مقدمه آراسته شدن به واقعيتهاست كه عارف: صابر، متقى، متوكل، عاشق، خاضع، خاشع، صامت، مجاهد، عابد، عالم، حليم، حكيم و زاهد است و طى اين همه راه در گرو حكمت نظرى و عملى است و آن دو عبارت از شناخت قرآن با كمك اهل قرآن و آراسته شدن به حقايق اين كتاب است.