عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٥ - تفسير حرص
از آنچه گذشت روشن شده كه اگر صفت حرص را در آيات مورد بحث- كه از خلقت بشر سخن مىگويد و با در نظر گرفتن اين كه مىخواهد حرص را مذمت كند- به همه انسانها نسبت داده با احسن بودن خلقت هر چيز كه آيه:
[الذي أحسن كل شيء خلقه][١].
همان كسى كه آنچه را آفريد نيكو ساخت، و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد.
از آن خبر مىدهد منافات ندارد، چون حرص كه منسوب به خدا است، حرص بر خير واقعى است و حرص كه صرف جمع مال و غفلت از خدا مىشود، منسوب به خود انسانها است، اين خود انسان است كه حرص خدادادى را مثل ساير نعمتها به سوء اختيار و كج سليقگى خود به نقمت مبدل مىسازد.
و استثناى مؤمنان در آيات بعد هم نه از اين جهت است كه اين صفت در آنان وجود ندارد، «چون مىبينيم حرص مؤمنان اگر از ديگران بيشتر نباشد كمتر نيست، اما حرصشان را در عبادت و خدمت به خلق و تحصيل علم مصرف مىكنند و سير هم نمىشوند»، بلكه استثناى آنان از اين جهت است كه مؤمنان حرص خود را به همان صورت كمال و فضيلت اصلىاش باقى گذاشتند و به صورت رذيله و نقمت مبدل نكردند.
در حقيقت، حرص يك واقعيت الهى است كه اگر با نور هدايت جهت داده شود باعث سعادت دنيا و آخرت و اگر هم چون مهارى به دست شيطان بيفتد، علت خزى دنيا و عذاب هميشگى جهان بعد است.
بهترين مرحله حرص، در وجود انسان حرص به نجات دادن مردم از جهل
[١] -سجده( ٣٢): ٧.