الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٩٣ - (باب - ٤) *(آنچه در مورد اينكه امامان دوازده پيشوا هستند و از جانب) * خدا و برگزيده اويند روايت شده است
امير مؤمنان مدّت آن سرگردانى و غيبت چقدر خواهد بود؟ فرمود: دورهاى از روزگار، پرسيدم: وقوع اين امر حتمى است؟ فرمود: آرى همان گونه كه خود او آفريده شده، پرسيدم: آيا من آن زمان را در مىيابم؟ (من تا آن موقع زنده هستم؟) فرمود: «اى اصبغ چگونه چنين كارى برايت ممكن است؟ آنان برگزيدگان اين امّتاند همراه با نيكوكاران اين اهل بيت» گفتم: پس از آن چه خواهد شد؟ فرمود: خداوند هر چه بخواهد انجام مىدهد كه خدا را خواستهها و انگيزهها است و به عواقبى و مصالحى در اين امر نظر دارد».
٥- ابو بصير از امام صادق ٧ روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «پدرم به جابر بن عبد اللَّه انصارى فرمود:[١] با تو كارى دارم، هر وقت كه برايت زحمت نيست مىخواهم در آن خصوص با تو تنها باشم و آن را از تو بپرسم، جابر گفت: هر موقع شما مايل باشيد (من حاضرم)، پس روزى پدرم با او به خلوت نشسته و به او گفت: اى جابر از آن لوحى كه در دست فاطمه دختر رسول خدا ٦ ديدهاى و از آنچه مادرم فاطمه عليها السّلام در مورد چيزهائى كه در آن لوح نوشته به تو خبر داده مرا نيز آگاه كن. جابر
[١] بايد دانست در اينجا حذف صورت گرفته است و اصل مطلب اين چنين بوده كه« امام صادق ٧ از پدرش نقل كرده كه پدرم به جابر فرمود- الخ» و إلّا امام صادق جابر را نديده است، بلكه چند سال پس از او به دنيا آمدهاند.