الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٩٤ - (باب - ٤) *(آنچه در مورد اينكه امامان دوازده پيشوا هستند و از جانب) * خدا و برگزيده اويند روايت شده است
گفت: خداى يكتا را شاهد مىگيرم كه روزى در زمان رسول خدا ٦ بر مادرت فاطمه ٧ وارد شدم و تولّد حسين ٧ را به او تبريك گفتم و ديدم در دستش لوح سبز رنگى است، گمان كرده كه آن زمرّد است، در آن لوح نوشتهاى سپيد شبيه نور خورشيد ديدم، به او گفتم: پدر و مادرم فدايت، اين لوح چيست؟ گفت: اين لوحى است كه خداى عزّ و جلّ آن را به رسولش ٦ هديه داده و نام پدرم و نام شوهرم و نام دو فرزندم و نام آن جانشينان كه از فرزندان من هستند در آن است، پدرم آن را به من داده تا بدان وسيله به من مژده بدهد، جابر اضافه كرد: بعد مادرت فاطمه عليها السّلام آن را به دست من داد، من آن را خواندم و از روى آن يادداشت كردم، پس پدرم به او گفت: جابر برايت امكان دارد آن را به من نشان دهى، گفت: بلى، و بعد پدرم با او به منزلش رفت، سپس پدرم صفحهاى از پوست را در آورد و گفت: اى جابر تو به نوشته خودت نگاه كن تا من (نوشته خود را) بر تو بخوانم، و پدرم آن را براى او خواند و هيچ حرفى با حرف ديگر (از نسخه پدرم با نسخه او) اختلاف نداشت، پس جابر گفت: خدا را شاهد مىگيرم كه من ديدم در آن لوح چنين نوشته شده:
به نام خداوند بخشنده مهربان، اين نوشتهاى است از سوى خداوند عزّ و جلّ عزيز و حكيم به محمّد پيامبر و نور و حجاب او و واسطه و ميانجى و فرستاده و راهنماى خويش