الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٩٩ - (باب - ١٠)(رواياتى در غيبت امام منتظر، خليفه دوازدهم
تلاوت فرمود: «يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ- الخ» اى دريغ بر بندگان، پيامبرى بر ايشان نيامد مگر اينكه او را به مسخره مىگرفتند».[١] ٣- عمرو بن سعد از امير المؤمنين ٧ روايت كرده: روزى حضرت به حذيفة بن يمان فرمود: «اى حذيفه با مردم آنچه را نمىدانند (نمىفهمند) نگو كه سركشى كنند و كفر ورزند، همانا پارهاى از دانشها سخت و گرانبار است كه اگر كوهها آن را بر دوش كشند از بردن آن ناتوان باشند، همانا علم ما اهل بيت در آتيه نزديك مورد انكار و ابطال مردم قرار مىگيرد و راويانش كشته خواهند شد و با كسى كه آن را بخواند بد رفتارى خواهد شد از روى ظلم و رشك بردن نسبت به آنچه كه خدا به عترت وصىّ يعنى وصىّ پيغمبر ٦ بدان وسيله برترى داده است.
اى پسر يمان همانا پيامبر آب دهان در دهان من انداخت و دست خويش بر سينه من كشيد و گفت: «خدايا جانشين و وصىّ مرا و پرداختكننده دين مرا و وفاكننده عهد و امانت و يار و ياور مرا بر دشمنت و دشمن من و بازگشاينده اندوه از چهره مرا آنچه از علم كه به آدم بخشيدى، و آنچه از بردبارى كه به نوح بخشيدى و آنچه از فرزندان پاك،
[١] سورة يس: ٣٠.