الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٢٠١ - (باب - ١٠)(رواياتى در غيبت امام منتظر، خليفه دوازدهم
اى فرزند يمان سينههاى قريش به بيعت با علىّ و موالاتش گشاده نخواهد شد (راضى به آن نباشند) و دل آنها از آن خشنود نمىشود و زبان آنها بدان جارى نمىگردد مگر با كمال كراهت و كوركورانه و كوچك شمردن آن.
اى فرزند يمان به زودى قريش با علىّ بيعت كنند ولى چندان نگذرد كه بيعت خود را بشكنند و به مبارزه با او برخيزند و بر ستيزش اقدام نمايند و برچسبهاى بسن بزرگ بدو بزنند، پس از علىّ حسن به حكومت رسد و بيعتش بشكنند، پس حسين به حكومت رسد، و امّت جدّش او را خواهند كشت، پس لعنت و نفرين بر مردمى كه پسر دختر پيامبرشان را بكشند، چنين امّتى را عزّت مباد، و بر طلايه دارش نفرين و لعنت باد و بر آن كه براى آن فاسق برنامهريزى مىكند و كارهايش را سازمان مىدهد، سوگند به آنكه جان علىّ به دست اوست، اين مردم پس از كشتن فرزندم حسين همه عمر را در بدبختى ضلالت و گمراهى و ستم و كجروى و جور و چنددستگى در دين، به سر خواهد برد، و پيوسته در صدد تغيير و تبديل احكامى كه خداوند در كتاب خود فرو فرستاده و به آشكار نمودن و اظهار بدعتها و از بين بردن سنّتها و برهم زدن دستورات دين و به كار گرفتن قياس در موضوعات هم شكل و كنار زدن محكمات (دستورات صريح) قرآن خواهند بود تا به كلّى لباس دين اسلام از پيكر خويش بركنند و از اين دين بيگانه گردند و به وادى كورى و گمراهى و سرگردانى و بدبختى نيافتن راه نجات گرفتار شوند. اى نسل