الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٤٦ - رواياتى از كتاب سليم بن قيس هلالى
داود در آن نوشته شده بود، سپس (به علىّ ٧) گفت: دست خود را دراز كن (پيش آر) من شهادت مىدهم كه هيچ معبودى جز خداوند نيست و محمّد پيامبر اوست و همان كسى است كه موسى ٧ (آمدن) او را بشارت داده و نيز گواهى مىدهم كه تو عالم اين امّت و وصىّ رسول خدا هستى، راوى گويد: پس از آن امير المؤمنين ٧ احكام دين را به او آموخت».
اكنون شما اى جماعت شيعه- خدايتان مورد رحمت قرار دهد- نيك بينديشيد بدان چه كتاب خداى عزّ و جلّ گفته و آنچه از رسول خدا ٦ و از امير المؤمنين و از امامان عليهم السّلام يكى از پس ديگرى در مورد امامان دوازدهگانه و برترى آنان و شماره آنان از طريق رجال شيعه نقل شده كه همه مورد اعتماد ائمّه بودهاند، و به پيوستگى آن (به معصومين) كه به نحو تواتر به ما رسيده بنگريد، كه انديشيدن عميق به آن (اخبار) دلها را از ابتلاء به نابينائى، روشنائى مىبخشد و شكّ و دودلى را دور مىسازد و ترديد و ناباورى را برطرف مىكند از كسى كه خداى تعالى براى او نكوئى خواسته و او را به پيمودن راه حقّ موفّق ساخته، و خود نيز راهى براى ورود ابليس به وسيله گوش كردن به مزخرفات بيهوده گويان و ياوهسرايان و فتنه فريب خوردگان بر قلب خويشتن قرار نداده است.
و در ميان تمامى كسانى كه از شيعه بار دانش به دوش دارند و آن را از پيشوايان خود عليهم السّلام نقل مىكنند، اختلافى در اين نيست كه كتاب سليم بن قيس هلالى متنى است