سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٩٧
فصل يازدهم اندر تعظيم داشتن فرمانهاى عالى و مثالها[١] كه از درگاه نويسند
١- نامهها از درگاه بسيار مىنويسند و هرچه بسيار گردد حرمتش بشود.
بايد كه تا مهمّى نبود از مجلس عالى چيزى ننويسند و چون بنويسند بايد كه حشمتش آنچنان بود كه كس را زهره آن نباشد كه آن را از دست بنهد تا فرمان را پيش نبرد و اگر معلوم گردد كه كسى در آن فرمان بچشم حقارت نگريسته است و اندر پيش شدن بسمع و طاعت كاهلى كرده است[٢] آن كس را مالش بليغ[٣] دهند و اگرچه از نزديكان بود. فرق ميان پادشاه و ديگر مقطعان و مردمان فرمان روان است.
حكايت در اين معنى
٢-]٥٤ b[ گويند زنى از نشاپور بتظلم بغزنين رفت و پيش سلطان محمود گله كرد كه «عامل نشاپور ضياعى از من بستده است و در تصرّف خود آورده.» نامهاى دادند كه «ضياع بدو بازده.» اين عامل مگر ضياع را حجتى داشته بود، گفت «آن ضياع من است و حالش بدرگاه بازنمايم.» ديگرباره اين زن بغزنين رفت و تظلّم كرد. غلام فرستادند و آن عامل را از نشاپور بغزنين بردند
[١] - مثالهاPC : مثالىN
[٢] - كرده استP : نكرده استNC
[٣] - بليغP : طبعC -:N