سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٢٠٩
پيش بنده نهاد و بنده پيش خداوند جهان فرستاد. بنده را با همه هواخواهى و خدمت اگر فرمايى و القابى ارزانى دارى[١] عزيزتر از بينايى خويش دارد و تاج سر خويش شناسد و در خانه عزيزتر جايگاهى نهد، با چند بندگى و توقع القاب از بنده دريغ مىدارد و كسانى را كه ايشان قدر فرمانهاى او و تشريفى را كه دهد نشناسند و بر مثال او اين استخفاف كنند و لقبها را كه ارزانى دارد چنين خوار دارند ايشان را لقب دهد.»
٣٠- چون اين عالم ببغداد شد و خدمتها برسانيد و نوشتهها بداد خليفه را سخت عجب آمد]٢٩ a[ و بخاقان نامه عتاب فرمود نبشتن. و رسول محمود شش ماه بر در سراى خليفه بماند و قصّهها درون مىفرستاد و از جهت محمود لقب مىخواست، جوابى شافى نمىيافت تا روزى فتوى نبشت كه «اگر پادشاهى در اطراف عالم پديد آيد و از جهت عزّ اسلام شمشير زند و با كافران و مشركان كه دشمن خداى تعالى و رسول اواند حرب كند و بتكدهها را مسجد كند و دار كفر را دار اسلام گرداند و امير المؤمنين از او دوردست افتاده باشد و آبهاى عظيم و كوههاى بلند و بيابانهاى مخوف در ميان باشد و حالهايى كه حادث شود بهر وقت نتواند نمود و التماسهاى پادشاه از او وفا نشود، شايد كه شريفى را بنيابت او بنشاند و بدو اقتدا كند يا نه؟» و اين فتوى بيكى داد تا ببرد و بدست قاضى القضاة بغداد داد. قاضى فروخواند، گفت «شايد.» عالم نسختى از اين فتوى برداشت و در ميان قصّهاى نهاد كه در آن قصّه نبشه بود كه «مقام بنده دراز گشت و محمود بصد هزار بندگى و خدمت لقبى چند التماس مىكند، خداوند جهان از او دريغ مىدارد و اوميد ملك غازى را وفا نمىفرمايد
[١] - اگر فرمايى و القابى ارزانى دارىN : كه فرمانهاى خداوند راC : القابى كه ارزانى داشتP -:K