سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٥٧
عليه السلام تا اكنون در هر معاملتى و در هرملكى[١] عدل برزيدهاند و انصاف بداده و انصاف بستدهاند و براستى كوشيدهاند تا[٢] مملكت در خاندان ايشان سالهاى بسيار بمانده است.
حكايت در اين معنى
٢- چنين گويند كه رسم ملكان عالم عجم چنان بوده است ١١ كه روز مهرگان و روز نوروز پادشاه مرعامه را بار دادى و هيچ كس را بازداشت نبودى و پيش بچند روز منادى فرمودى]٧٢ a[ كه بسازيد فلان روز را تا هركسى شغل خويش بساختى و قصه خويش بنوشتى و حجّت خويش بدست آوردى، و خصمان كار خويش را بساختندى و چون آن روز بودى منادى ملك از بيرون در بايستادى و بانگ كردى كه «اگر كسى مر كسى را بازدارد از حاجت برداشتن در اين روز ملك از خون او بيزار است.» پس ملك قصههاى مردمان بستدى و همه پيش بنهادى و يكيك مىنگريدى. اگر آنجا قصّهاى بودى كه از ملك بناليده بودى موبد موبدان را بر دست راست نشانده بودى- و موبد موبدان قاضى القضاة باشد بزبان ايشان- پس ملك برخاستى و از تخت بزير آمدى و پيش موبد بدو زانو بنشستى، گفتى «نخست از همه داوريها داد اين مرد از من بده و هيچ ميل و محابا مكن.» آنگاه منادى فرمودى كردن كه «هركه را با ملك خصومتى هست همه بيك سو بايستيد تا نخست كار شما بگزارد.»
٣- پس ملك موبد را گفتى «هيچ گناهى نيست نزديك ايزد تعالى بزرگتر از گناه پادشاهان؛ و حق گزاردن پادشاهان نعمت ايزد تعالى را[٣]، نگاه داشتن رعيّت است و داد ايشان دادن و دست ستمكاران از ايشان كوتاه كردن. پس چون
[١] - در هر معاملتى در ملكىN : در همه ملت و در همه ملكىP : هر مدتىC
[٢] - تاN -:PC
[٣] - و نعمت ايزد تعالىN : نعمت ايزد تعالى راC -:P