سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣٤١
س ١٧. با اينكه در نام مبهم «و؟؟؟ امروبكچ» نام كوههاى فامر يا پامر را مىتوان تشخيص داد فعلا نسخهN «وا» دارد نه «فا». شايد اين نام مثلا شكل «وامرون گنج» را داشته است.
______________________________
(٦٤) ص ١٩٤ س ٩ زيد بن اسلم گفت: شبى امير
المؤمنين عمر- اين داستان بطور خلاصهتر و با تشابه بعضى از الفاظ در نصيحة الملوك
ص ٥١ س ١ آمده است. در جوامع الحكايات نيز آمده است و در اين كتاب وجه تشابه آن با
سير الملوك بيشتر است.
(٦٥) ص ٢٠٤ س ٢ كنرى- كنرى يا كبرى معلوم نشد كه چه بوده است.
(٦٦) ص ٢١٦ س ٥ قم و كاشان و آبه و رى- ر. ك. راحة الصدور ص ٣٠ س ٢٠ «خرابى جهان از آن خاست كه عوانان و غمازان و بددينان ظالم زبان در ايمه دين دراز كردند و ايشانرا متهم كردند و تعصب و حسد در ميان ايمه ظاهر شد و عوانان بددين از قم و كاشان و آبه و طبرش و رى و فراهان و نواحى قزوين و ابهر و زنگان جمله رافضى يا اشعرى در لشكر سلطان افتادند و فراامرا و سلاطين نمودند كه ما از بهر شما توفير مىآوريم، ظلم را نام توفير برنهادند و خون و مال مسلمانان را بناواجب ريختن و ستدن منفعت خواندند و بدين بهانه ملك با دست گرفتند و قلم ظلم در مساجد و مدارس كشيدند و آب علما ببردند.» قسمت فوق با اصول استدلالهاى نظام الملك سازش فوق العاده دارد.
(٦٧) ص ٢١٨ س ١٨ خواجه امام مشطب و قاضى لوكر- ابو المظفر مشطب بن محمد فرغانى كه در سال ٤٨٦ فوت كرده است يكى از فقهاى معروف حنفى آن زمان بوده است. قاضى لوكر معلوم نشد كه كى بوده است.
(٦٨) ص ٢١٩ س ١٦ يعنى شكستگى- اين كلمات كه تنها در نسخهN وجود دارد عجيب و نامناسب بنظر مىرسد.
(٦٩) ص ٢٢١ س ٢١ در اين معنى خبر و آيت قرآن بسيار است- مكالمه و مناظره ساختگى منسوب به امام مشطب و قاضى لوكر اينجا قطع مىشود و از بند ١٦ نويسنده داستان ديگرى را در پيش كشيده است بىآنكه داستان اردم را تمام كند و آخر در بند ١٧ آنرا ناگهان بپايان رسانيده است.
(٧٠) ص ٢٢٢ س ١٩ حكيم- محتمل است اين نام اشارهاى باشد بحكيم موصلى كه بگفته نويسنده چهار مقاله (م ٣ حكايت ٦) «از طبقه منجمان بود