سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٨٥
فصل دهم اندر صاحبخبران و منهيان و تدبير كارهاى مملكت كردن
١- واجب است بر پادشاهان از احوال رعيت و لشكر و دور و نزديك خويش بررسيدن و اندك و بسيار آنچه رود بدانستن. اگر نه چنين كند عيب باشد و بر غفلت و خواركارى و ستمكارى حمل كنند و گويند «فساد و دراز- دستى كه در مملكت مىرود يا پادشاه مىداند يا نمىداند؛ اگر مىداند و تداركى و منعى نمىكند آن است كه همچون ايشان ظالم است و بظلم رضا داده است. و اگر نمىداند بس غافل است و كمدان.» و اين هر دو معنى نه نيك است.]٠٤ a[ لا بد بصاحب بريد ٢٦ حاجت آيد. و بهمه روزگار پادشاهان در جاهليت و اسلام بهمه شهرها بريد داشتهاند تا آنچه مىرفته است از خير و شرّ از آن بىخبر نبودهاند، چنانكه اگر كسى مرغى يا توبرهاى كاه بناحق ستده است از كسى بمسافت پانصد فرسنگ پادشاه را خبر بوده است و آنكس را ادب فرموده است[١] تا ديگران بدانستند كه پادشاه بيدارست و بهمه جاى كارآگهان گذاشته است و همه ستمكاران دستها كوتاه كردهاند و مردمان در امن و سايه
[١] - و آن كس را ادب فرموده استP : آنكس را مالش فرمودىN -:C