سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣٤٤
كه مؤلف اينجا و بر ص ٢٩٦ س ١٧ كرده است كاملا اشتباهى است. ر. ك. قرمطيان بحرين ص ٤٩.
______________________________
(٨٦) ص ٢٨٦ س ٢٠ سيار شيروى وردادوندى- ر. ك.
تاريخ طبرستان ص ٢٨٠.
(٨٧) ص ٢٩٩ س ٣ برادرش نصر بن احمد ... كه باطنى شده بود- مؤلف سير الملوك نصر بن احمد را كه برادر اسمعيل و سلف او در سلطنت بود با نصر بن احمدى كه نوه اسمعيل بود و دومين كسى بود كه پس از اسمعيل بسلطنت رسيد اشتباه كرده است.
(٨٨) ص ٢٩٩ س ٨ پسرش منصور بنشست- در واقع پسر مهتر نوح عبد الملك جانشين پدر شد و هفت سال فرمان راند و آنگاه منصور بر تخت نشست. ر. ك. به حاشيه ص ١٤٤ ١٤.
(٨٩) ص ٣٠١ س ٣ شيرورزه- معلوم نشد كه اين چه جاى بوده قبلا محتمل مىنمود كه سبزور (سبزوار) باشد ولى اين از شكل نامى كه حالا در پيش داريم بعيد است.
(٩٠) ص ٣٠٣ س ١٧ وكيل پارس و خور- اين كلمات باحتمال قوى دور از حقيقت است و بنظر مىرسد كه در آن تحريف شده باشد.
(٩١) ص ٣٠٦ س ١٨ البلاغة السابع- محتمل است كه اين نام اشارهاى باشد بيك كتاب دستورات راجع به درجات هفتگانه مذهب اسمعيلى كه آنرا عبدان برادرزن حمدان نوشته بود. ر. ك. دايرة المعارف اسلامى تحت نام قرمطيان.
(٩٢) ص ٣٠٩ س ١٧ اهل مغرب و اهل غربيان- البته اين كلمات قانعكننده نيست ولى متن قبلى «و آن عربيان كه» شايد حق ندارد.
(٩٣) ص ٣١٣ س ٢ دشتبيه- اين ظاهرا همان ناحيه است كه ميان قزوين و همدان واقع شده و بنام دستبى يا دستبا مشهور است. ر. ك. مسالك و ممالك ص ١٧٣ س ٢٠
(٩٤) ص ٣١٣ س ١٦ محمد حميد طايى- در زين الاخبار ص ٢ س ١٢ و تاريخ طبرى نام خاندان اين مرد طاهرى نوشته شده است.
(٩٥) ص ٣١٣ س ١٧ زريرين على بن صدقه- طبرى اين نام را زريق نوشته است.
(٩٦) ص ٣١٩ س ٥ باريزد شاه- اين نام مبهم اكنون بشكلى واضحتر درآمده ولى هنوز نتوانستهام آنرا تشخيص دهم.
(٩٧) ص ٣٢٠ س ١١ طبلى مىزنند ديگر بار- در اينجا بجاى «ديگربار» متن چاپ خلخالى «زير گليم» دارد و اين بسيار مناسبتر مىنمايد ولى متأسفانه