سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٢٢
پادشاهان اين هر دو را كاهل[١] بودهاند، گفتند «طبيب ما را هميشه بىبيمارى از خوردنيهاى خوش و پاكيزه بازدارد و بىعلتى دارو دهد و بىرنجى فصد كند، و منجّم همچنين از كارها كردن منع كند و از مهمّات بازدارد و چون نگاه كنى هر دو آنند كه ما را از مراد و لذت و شهوت دنيا هميشه بازدارند و عيش بر ما منغّص كنند. و آن اوليتر كه ايشان را بوقت آنكه حاجت باشد طلب كنيم.»
٥- اما اگر نديمان جهانديده و بهر جاى رسيده باشند[٢] و بزرگان را]٦٥ b[ خدمت كرده نيكوتر باشد و چون مردمان خواهند كه از خوى و عادت پادشاه بدانند از نديمانش قياس كنند. اگر نديمانش خوشخوى و گشادهطبع و بردبار و جوان مرد و ظريف باشند بدانند كه پادشاه خوشخوى و خوشطبع و نيكوسيرت و پسنديده عادت است. و اگر نديمانش ترشروى و خويشتن ساخته و مستخف و متكبّر و بخيل و محالطلب و رعنا باشند بدانند كه پادشاه ناخوشطبع و بدخوى و بدساز و بدسيرت است و كفبسته و متهوّر.
٦- و ديگر هريكى را از نديمان مرتبتى و منزلتى باشد. بعضى را محل نشستن باشد و بعضى را محل ايستادن[٣] چنانكه از قديم باز عادت مجلس ملوك و خلفا بوده است و هنوز اين رسم در خاندان قديم مانده است و خليفه را هميشه چندان نديم باشد كه پدران او را بوده است و سلطان غزنين را هميشه بيست نديم بوده است ده بر پاى و ده نشسته و ايشان اين رسم و ترتيب از سامانيان دارند. و بايد كه نديمان پادشاه را كفافى و حرمتى تمام باشد ميان حشم و ايشان بايد كه خويشتندار و مهذّب باشند و پادشاهدوست.
[١] - كاهلNP : كارهC
[٢] - نديمان ... باشدN : نديم ... باشدPC
[٣] - و بعضى را محل ايستادنB : و بعضى را اهل ايستادنN : و بعضى را از پاى ايستادنC : و بعضى را ايستادنP : و بعضى از اهل ايستادن باشندK