سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣١٤
مراغه و بيشتر از آذربايگان او را داد. و پس بجنگ بابك رفت و ميان او و بابك شش ماه جنگهاى عظيم رفت و بآخر در آن جنگ كشته شد و بر ايشان ظفر نيافت[١] و كار بابك بالا گرفت و خرمهدينان سپاهان را بسپاهان بازفرستاد. و مأمون از كشتن محمد بن حميد سخت دلتنگ شد. در حال عبد اللّه طاهر را كه والى خراسان بود بجنگ بابك نامزد كرد و همه ولايت كوهستان و آذربايگان آنچه گشاده بود بدو داد. عبد اللّه برخاست و بآذربايگان شد. بابك با او بس نيامد، در دژى[٢] گريخت محكم و جمع خرمهدينان بپراكندند.
٤- ديگر چون سال دويست و هجده درآمد ديگرباره خرمهدينان پارس و سپاهان و جمله كوهستان و آذربايگان خروج كردند بدان كه مأمون بروم شده بود. و همه بيك شب وعده نهاده بودند و بهمه[٣] شهرها و ولايتها بتدبير بابك راست آن شب خروج كردند و عاملان شهرها را]١٤١ b[ بكشتند و از مسلمانان بسيار بكشتند و خانهها غارت كردند و فرزندان مسلمانان را ببردگى ببردند. و در پارس مسلمانان جمع شدند و بر ايشان ظفر يافتند و بسيار بكشتند و اسير گرفتند. اما در سپاهان خرمهدينان جمع شدند بدار و برندين[٤] و سر ايشان مردى بود على بن مزدك، از در شهر بيست هزار مرد عرض كرد و با برادر بكره[٥] شد و ابو دلف غايب بود و برادرش معقل بكره بود. با پانصد سوار مقاومت نتوانست كرد، بگريخت و ببغداد شد. و على بن مزدك كره بگرفت و غارت كرد و هركه يافت از مسلمانان بكشت و زنان و فرزندان عجليان را برده كرد و ببرد. و از آنجا بآذربايگان شد تا ببابك پيوندد. و از همه جانبى خرمهدينان روى ببابك نهادند. ده هزار و بيست هزار و پنج هزار مىشدند و ميان كوهستان
[١] - نيافتC : يافتPK -:N
[٢] - دزىPC : دزN : ديهىK
[٣] - بهمهPC :
همهN
[٤] - بدار و برندينPCK -:N
[٥] - بكرهd : بكوهNC