سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٦٦
فصل سى و سوم اندر عتاب كردن با بركشيدگان هنگام خطا و گناه
١- كسانى را كه بركشند و بزرگ گردانند اندر آن روزگارى و رنجى بايد برد و چون سهوى و خطايى كه ايشان را افتد اگر آشكارا با ايشان عتاب رود آبروىريختگى حاصل آيد و ببسيار نواخت و نيكويى آن حال باز جاى خويش نرود[١]. اوليتر آن باشد كه چون كسى خطايى كند در حال اغماض كرده آيد، و پوشيده او را بخوانند و بگويند «چنين و چنين كردى و ما از بهر آن تا برآورده]٤٧ a[ خويش را فرونياريم و بركشيده خويش را نيفكنيم از سر آن درگذشتيم. پس از اين خويشتن نگاه دارد و نيز چنين[٢] دليرى نكند، پس اگر جز اين كند از پايگاه و حشم ما بيوفتد و آنگاه آن كرده او بود نه آن ما.»
حكايت
٢- امير المؤمنين را رضى اللّه عنه پرسيدند كه «از مردان مرد كدام مبارزتراند؟» گفت «آنكه بوقت خشم خويشتن را نگه تواند داشت و كارى نكند كه چون از خشم بيرون آيد پشيمانى خورد و سودش ندارد.»
[١] - آن حال باز خويش رودN : باز جاء خويش نرودP : ان بحال خويش بازنشودC
[٢] - جنينPC : جنس اين(؟)N