سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣٣٤
مشابهى ندارد. اين عبارت آشكارا عبارتهاى جملههاى مندرج در فصل اول كتاب را بخاطر مىآورد و حاكى از آنست كه نظام الملك آنها را بر مواردى كه از يك كتاب پيشين گرفته است افزوده.
بنابرين شايد بتوان گفت كه غزالى اين داستان را از سير الملوك نگرفته است.
______________________________
(١٣) ص ٥٨ س ١٦ يزدجرد روشهاى پدران را
بگردانيد- اين داستان يزدجرد بزهكار در نصيحة الملوك نيز آمده است و در عبارات و
جملهبندى با سير الملوك شباهتهاى بسيار دارد. متن همين داستان كه در فارسنامه ص
٧٤ آمده است با اين متن تفاوت بيشترى دارد.
عباس اقبال اين داستان را از متنى كه بكوشش او چاپ شده است حذف كرده، زيرا بگفته او «هيچ صحت تاريخى ندارد». اما اين عمل ايشان داراى دقت زياد بنظر ميرسد، زيرا خود ايشان هم نوشتهاند كه اين كتاب داراى نادرستيها و اشتباهات تاريخى فراوانست.
(١٤) ص ٥٩ س ٩ ابو دوانيق- ابو دوانيق كنيه المنصور خليفه دوم عباسى بود.
تاريخ گزيده مىگويد: چون در بخل مبالغه نمودى او را ابو دوانق خواندند.
(١٥) ص ٦٤ س ٥ ابو على دقاق روزى بنزديك امير ابو على الياس اندر آمد- عين اين داستان در نصيحة الملوك ص ٤٦ س ١٦ آمده است. ابو على حسن ابن محمد الدقاق از عرفاى بنام قرن چهارم بود. رجوع كنيد به كشف المحجوب ص ١٦٢ و تذكرة اولاليا ج ٢ ص ١٧٨. بنظر مىرسد كه مؤلف اين داستان ابو على محمد بن الياس را كه امير كرمان بود و در سال ٢٥٦ فوت كرده با امير ابو على بن ابى الحسن سيمجورى كه در سال ٣٧٨ از طرف نوح بن منصور سامانى به سپهسالارى و امارت خراسان منصوب شده اشتباه كرده است.
در فصل ١٠ اين كتاب (ص ٨٧ س ٨) بار ديگر به ابو على الياس اشاره مىكند. در اين مورد او را امير كرمان و همزمان سلطان محمود غزنوى نوشته است كه اين نيز يكى ديگر از امور غيرممكن است.
(١٦) ص ٦٥ س ١٩ در خبر است- اين بند نيز در نصيحة الملوك ص ٧٩ س ٢٠ آمده است.