سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣١٩
يكى دختر بابك و يكى دختر مازيار گبر.»
*** ١٣- و در ايام واثق ديگر بار خروج كردند خرمهدينان در ناحيت سپاهان و فسادها كردند و تا سنه ثلثمايه هجرى خروج مىكردند و كره را بغارتيدند ديگرباره و خلقى بكشتند و باز مقهور گشتند. و ياريزد شاه[١] ٩٦ خروج كرد و در كوههاى سپاهان مأوى گرفت و خرمهدينان و باطنيان با او گرد آمدند و كاروانها مىزدند و ديهها مىغارتيدند و پير و جوان و كودك طفل را مىكشتند. سى و اند سال فتنه او برداشت و لشكرها با او هيچ نمىتوانستند كردن، عاجز آمدند كه كوههاى محكم بدست آورده بود. تا بآخر گرفتار شد و سرش در صفاهان درآويختند و بدين فتح بهمه بلاد اسلام بشارتنامه فرستادند. اگر همه ياد كنيم دراز گردد و از هزار جزو جزوى گفته نيايد و هركه خواهد تا بر همه خروجها و فسادهاى باطنيان و خرمهدينان]٤٤١ a[ واقف شود تاريخ طبرى و تاريخ اصفاهان و تاريخ خلفاى بنى[٢] عباس برخواند تا معلوم گردد.
١٤- اما قاعده مذهب خرميّه آن است كه رنج از تنهاى خويش برداشتهاند آنچه از كارهاى دين مسلمانى است چون قيام كردن و نمازگزاردن[٣] و گرفتن روزه و كردن حج و اجتهاد كردن[٤] با دشمنان خداى عزّ و جلّ و سر شستن [از] جنابت و حرام داشتن خمر و بجاى آوردن زهد و پرهيز و هرچه فريضه است از آن[٥] دور بودن، و جوينده نيستند هيچ شريعت دينى و گرفتن راه ملّت مصطفوى.
و هرگاه كه مجمعى سازند و يا جماعتى بهم شوند ابتداى سخن ايشان آن باشد
[١] - باريزد شاهN : بازيزد شاهM : بازبرباد شاهPC
[٢] - بنىN -:PCK
[٣] - كزاردنNPK -:C
[٤] - اجتهاد كردن وN : جهادP -:CK
[٥] - از آنNP -:CK