سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٤
بحمد اللّه تعالى اندر همه جهان كسى نيست كه بدل خلاف انديشد و يا سر او از چنبر طاعت بيرون است- ايزد تعالى اين دولت را تا قيامت پيوسته گرداناد و چشم بد از كمال اين مملكت دور داراد تا خلايق اندر عدل و سياست اين خداوند روزگار مىگذرانند و بدعاى خير مشغول مىباشند.
٦- و چون حال دولت چنين است كه گفته آمد اندازه دانش و شناختن ١ رسوم نيكوتر؟؟؟ قياس دولت بود و دانش]٧ a[ او چون شمعى باشد كه بسيار روشناييها از آن شمع افروخته باشند و مردمان بدان روشنايى راه يابند و از تاريكى بيرون آيند. و او را بهيچ مشيرى و راهنمايى حاجت نباشد. و ليكن خداوند را انديشهها باشد و مگر خواهند كه بندگان را بيازمايند و اندازه حال و عقل و دانش ايشان بدانند و چون بنده را فرمود كه بعضى از سير نيكو از آنچه پادشاهان را از آن چاره نباشد بنويسد و هر چيزى كه پادشاهان بر كار داشتهاند و اكنون شرط آن بجاى نمىآرند و چه پسنديده است و چه ناپسنديده، آنچه بنده را از ديده و شنوده و دانسته و خوانده فراز آمد ياد كرده شد و بر حكم فرمان عالى رفته آمد و اين چند فصل بر سبيل اختصار نبشته شد و آنچه لايق هر فصلى بود در آن فصل ياد كرده شد بعبارتى روشن.