سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٢٥١
انبوه بينند تمنّاهاى محال كنند و تدبيرهاى فاسد بر دست گيرند و مردم بد و بدكيش زود بديشان راه يابند تا نه بس روزگار حشمت پادشاه بشود و حرمت و رونق درگاه و ديوان برود و پادشاه را خطر نباشد و از اطراف ملامتها رسد و مملكت در اضطراب افتد و وزير را تمكين نباشد و[١] سپاه آزرده شوند.»
١٧- پس تدبير اين كار چيست تا از اين همه غم رسته باشد؟ پادشاه را همان بايد كرد كه عادت رفته است و پادشاهان بزرگ و قوىراى كردهاند و خداى عزّ و جلّ فرموده است «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ.» مىگويد «مردان را[٢] بر زنان گماشتم تا ايشان را مىدارند.» اگر ايشان خويشتن بتوانستندى داشتن مردان را بر سر ايشان نگماشتى. پس هر كه زنان را بر مردان گمارد هر خطايى و ناسزايى كه پديدار آيد جرم آن كس را باشد كه اين رخصت داد و عادت بگردانيد.
١٨- و كيخسرو چنين گفت «هر آن پادشاهى كه خواهد تا خانه او بر جاى بماند و مملكت او بيران نشود و شكوه و حشمت او بر زمين نيوفتد اهل ستر خويش را نگذارد و رخصت ندهد كه[٣] در معنى زيردستان و چاكران خويش سخن گويد و يا[٤] بر وكيلان و عمال و اقطاع خويش فرمان دهد تا عادت قديم را نگه داشته باشد و از همه انديشهها رسته بود.»
١٩- و امير المؤمنين عمر خطاب رضى اللّه عنه گفت «سخن اهل ستر همچون ايشان عورت است. چنانكه ايشان را برملا نشايد نمودن سخن ايشان هم نشايد گفتن]٢١١ a[ برملا.»
٢٠- اين قدر كه ياد كرده شد در اين معنى بسنده باشد و در بسيار ديگر
[١] - وNP -:CK
[٢] - راN -:PCK
[٣] -+ جزNPK -:C
[٤] -+ جزNPK -:C