سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣٣٦
و آنرا ديرگچين مىخوانند گنبدى مجصص بوده است.»
______________________________
(٣٠) ص ٨٩ س ٣ دريابار- بقول فرهنگSteingass اين نام بساحل لارستان و كرمان مربوط است ولى اينچنين مطلبى را در
هيچ يكى از كتابهاى جغرافيانويسان پيدا نكردهام.
(٣١) ص ٩٤ س ٨ و بعضى از ايشان ... براند- با اينكه اين كلمات تنها در نسخهC ديده مىشود بنظر مىرسد كه براى تكميل عبارت لازم مىباشد.
(٣٢) ص ٩٥ س ٩ الا آل سلجوق- مقايسه كنيد با چهار مقاله ص ٢٤ س ١ تا ٤:
«چون سلجوقيان آمدند و ايشان مردمان بياباننشين بودند و از مجارى احوال و معانى آثار ملوك بىخبر، بيشتر از رسوم پادشاهى بروزگار ايشان مندرس شد و بسى از ضروريات ملك منطمس گشت. يكى از آن ديوان بريد است. باقى برين قياس توان كرد.»
(٣٣) ص ٩٥ س ١٢ ابو الفضل سگزى- ابو الفضل نصر بن احمد امير سيستان بود و در ٤٦٥ ه. درگذشت. رجوع كنيد بتاريخ سيستان ص ٣٨١- ٣٨٣
(٣٤) ص ٩٨ س ١٤ چنين گويند كه پرويز بهرام چوبين را- اين داستان در نصيحة الملوك ص ٨٤ س ٩ با شواهدى آمده است كه كافى است براى اثبات اين كه يا غزالى اين را از اين كتاب گرفته است يا هر دو از يك منبع واحد گرفتهاند. اما شگفت آنكه اشخاص اين داستان در نصيحة الملوك بجاى پرويز و بهرام چوبين، عمروليث و «يكى از خويشان او» ابو جعفر زيدويه هستند. اين احتمال در ميان هست كه نظام الملك و غزالى اين داستان را هريك جداگانه از يك مأخذ مشترك گرفته باشند و نظام الملك نامها را تنها براى آنكه اشخاص نامآورترى را آورده باشد تغيير داده است.
(٣٥) ص ٩٩ س ٩ پرويز گفت «دو فرمان ده در يك شهر چون نيكو آيد؟»- اين جمله در هيچ يكى از قديمترين نسخهها پيدا نيست ولى براى تكميل فحواى عبارت بسيار لازم مىنمايد.
(٣٦) ص ١١٢ س ٨ و سلطان محمود را- اين داستان در جوامع الحكايات آمده است اما در آنجا بجاى نام سلطان محمود نام معتضد خليفه عباسى مندرجست.
(٣٧) ص ١٢٥ س ٨ نيزههاى رمح- با وجود گواهى نسخهN نبايد از خواندن كلمه خطى كه نسخههاى ديگر دارند صرفنظر كرد چه ممكن است آن درست باشد. نزهة القلوب ص ٢٥٣ س ١٢ مىگويد: «خط جزيرهاى