سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٥٢
ايستاده. شما از دست راست و دست چپ از كمين بيرون تازيد و شمشير درنهيد.
چون بانگ بخيزد اين لشكر كه از تنگه بيرون آمده باشند در مقابل من بعضى بازپس تازند تا چه آشوب است[١] ٤٦ آنچه در تنگه باشند همه بازپس گريزند و بعضى بشمشير شما گرفتار آيند. من از پيش حمله آرم و شما از تنگه بيرون تازيد، اينها كه از تنگه بيرون آمده باشند در ميان گيريم و شمشير درنهيم. تا آنگاه كه مقاومت مىكنند مىزنيم و چون پشت بدادند راه هزيمت بر ايشان گشاده كنيم و آنگاه بازگرديم و از تنگ بيرون آييم و در لشكرگاه ايشان اوفتيم و غنيمت گيريم.»
١٥- پس همچنين كردند و از تنگه بيرون شدند. ديگر روز سپيدهدم لشكر امير خراسان سلاح پوشيدند و جنگ را ساختند. چون بسر تنگه آمدند هيچ كس را نديدند تا بيك فرسنگى در تنگه رفتند. نشان لشكرگاه الپتگين ديدند. يقينشان درست شد كه الپتگين بگريخت. لشكر را گفتند «برانيد تا از پس رويم. چون از تنگه بيرون شويم بيك ساعت]٩٦ a[ ايشان را در صحرا برچينيم و الپتگين را گيريم.» لشكر بتعجيل براندند و مردان خياره در پيش ايستادند. چون از تنگه بيرون آمدن گرفتند الپتگين را ديدند با[٢] مقدار سه هزار سوار و اندكى پياده در صحرا ايستاده. راست كه يك نيم از لشكر بيرون آمد از تنگه طغان از دست چپ از دره بيرون تاخت و شمشير درنهاد با هزار غلام و لشكرى را كه همى آمدند همه را بازپس برد و هزيمت كرد و خلقى را بكشت. و از دست راست سبكتگين بيرون تاخت با هزار غلام و شمشير درنهاد و طغان نيز دررسيد و هر دو از پس لشكرى كه از تنگه بيرون آمده بودند در آمدند و الپتگين از پيش حمله آورد و شمشير درنهادند و بيك ساعت جمعى
[١] -؟؟؟ تا حىا بنوبستPC -:N
[٢] - باN -:PC