سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٢٤٦
*** ٨- و ديگر حديث خسرو و شيرين و فرهاد سمرى معروف است كه چون خسرو شيرين را چنان دوست گرفت و عنان هوا بدست شيرين داد همه آن كردى كه او گفتى، لاجرم شيرين دلير گشت و با چون او پادشاهى ميل به فرهاد كرد.
حكايت
٩- بوزرجمهر را پرسيدند «سبب چه بود كه پادشاهى آل ساسان بيران گشت و تو تدبيرگر آن پادشاه بودى و امروز ترا براى و تدبير و خرد و دانش در همه جهان همتا نيست؟» گفت «سبب دو چيز: يكى آل ساسان بر كارهاى بزرگ كارداران[١] خرد و نادان گماشتند و ديگر آن كه دانش را و اهل دانش را دشمن داشتندى، بايد كه[٢] مردان بزرگ و خردمند خريدارى كنند و بكار دارند، و سركار من با زنان و كودكان افتاد.»
*** و اين هر دو را خرد و دانش نباشد و هرگاه كه كار پادشاهى با زنان و كودكان افتد بدان كه پادشاهى از آن خانه بخواهد رفت.
الخبر
١٠- پيغامبر عليه الصلوة و السلام مىگويد «با زنان در كارها تدبير كنيد اما هرچه ايشان گويند «چنين بايد كرد» بخلاف آن كنيد تا صواب آيد.» و لفظ خبر اين است «شاوروهنّ و خالفوهنّ.» اگر ايشان تمام عقل بودندى پيغامبر عليه السلام نفرمودى خلاف راى ايشان رفتن.
[١] - كاردارانK : بكاردانانP : كاردانC -:N
[٢] - دشمن داشتندى بايد كهN P K -:C