سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٢٩١
پادشاه و در شرابخانه و فرّاشخانه او زرينه و سيمينه است[١] و فرش ديبا و ظرايفى كه هست همه بعاريت بسراى خويش كش.]٠٣١ a[ و روز وعده چون همه سپاه بسراى تو آيند در سراى را ببهانه انبوهى ببند و سران سپاه را بر سبيل جلاب خوردن در حجرهاى بر و اين سخن بر صحرا افكن. و ما آنكه اصلايم با توايم و آنكه فرعاند چون سخن ما بشنوند ايشان نيز موافقت كنند و ما يكدل شوند و همه را در عهد و سوگند آريم و بر پادشاهى تو بيعت كنيم و از حجره بيرون آييم و بر سر خوان شويم[٢]. چون طعام بخوريم از سر نان بمجلس شراب شويم و هركسى سه قدح شراب بخوريم و هرچه در آن مجلس زرينه و سيمينه باشد بسران سپاه بخشيم و در حال بيرون آييم و بسراى پادشاه رويم و پادشاه را فروگيريم و بكشيم و هيچ كس را از نديمان و هممذهبان او زنهار ندهيم، همه را بكشيم. و خزينه و اصطبل و هرچه در سراى اوست بغارت دهيم و ترا بر تخت او بنشانيم يك ساعت. و پس لشكر را بگوييم تا با شمشيرهاى كشيده در شهر و روستا افتند و هركه را يابند از قرمطيان پاك بكشند و بسوزند و خان و مان ايشان غارت كنند.» سپاهسالار گفت «تدبير اين كار اين است.»
١٢- ديگر روز با نصر بن احمد گفت كه «سران سپاه و سپاه از من مهمانى مىخواهند و هر روز تقاضا مىكنند.» نصر بن احمد گفت «اگر برگ مهمانى ايشان دارى تقصير مكن.» گفت «بنده را از معنى خوردنين و شراب تقصيرى نباشد و ليكن فرش و آلت و زينت مجلس از زرينه و سيمينه متعذّر است. مهمانى كه كنى نيك بايد كرد و اگرنه نبايد كرد.» نصر بن احمد گفت «هرچه بكار بايد از اين معنى از خزانه و شرابخانه و فراشخانه ما ببر.» خدمت كرد و
[١] - استNP -:C
[٢] - و از حجره بيرون آييم و بر سر خوان شويمNP -:CK