سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٠١
فصل سيزدهم اندر فرستادن جاسوسان و تدبير كردن بر صلاح مملكت و رعيت
١- بايد كه هميشه بهمه اطراف جاسوسان بروند بر سبيل بازرگانان و سيّاحان و صوفيان و پيرزى[١] فروشان و درويشان و از هرچه مىشنوند خبر مىآرند تا هيچگونه از احوال خبرى پوشيده نماند و اگر چيزى حادث گردد و تازه شود بوقت خويش تدارك كرده آيد. چه بسيار وقت بوده است كه واليان و مقطعان و گماشتگان و امرا سر مخالفت و عصيان داشتهاند و بر پادشاه سگاليده]٧٤ a[ كه جاسوسان دررسيدهاند و پادشاه را خبر كرده. پادشاه در وقت برنشسته است و تاختن برده و ناگاه بر سر ايشان شده و فروگرفته و اين عزم ايشان را باطل كرده. و اگر پادشاه و يا لشكرى بيگانه[٢] قصد مملكت او كردهاند همچنين او را آگاه كردهاند و او كار خويش بساخته است و دفع آن كرده. و از حال رعايا همچنين خبر دادهاند از نيك و بد و پادشاهان تيمار آن بداشتهاند چنانكه وقتى عضد الدوله كرد.
حكايت عضد الدوله در اين معنى
٢- از ديلمان هيچ پادشاهى بيدارتر و زيركتر و پيشبينتر از عضد الدوله
[١] - پيرزىN : داروC -:P
[٢] - بيكانهN -:PC