سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٥٥
آيد بفرمايم.» ديگر روز خادمان چنين كردند. خر را و گازر را با چهار مرد كدخداى بوقت بار پيش بردند. نوشيروان گازر را گفت «تا اين خرك جوان بود و كار تو مىتوانست كرد علفش همى دادى و تيمارش مىداشتى. اكنون كه پير گشت و از كار كردن فروماند از بهر آنكه تا علفت نبايد داد نام آزادى بر وى نهادى و از درش بيرون راندى. پس حق رنج و خدمت بيست ساله او كجا رود؟» بفرمود تا چهل درهاش زدند و گفت «تا اين خرك زنده باشد خواهم كه هر شبان روزى چندانكه اين خرك كاه و جو و آب تواند خورد بعلم اين چهار مرد بدو مىدهى و اگر هيچ تقصير كنى و معلوم من گردد ترا ادبى بليغ فرمايم.»
*** ١٦- تا دانسته باشى كه[١] پادشاهان هميشه در حق ضعفا انديشهها داشتهاند و در كار گماشتگان و مقطعان و عاملان احتياط كردهاند از بهر نيكنامى اين جهان و رستگارى آن جهان.
١٧- و هر دو سه سالى عمّال و مقطعان را بدل بايد كرد تا ايشان پاى سخت نكنند و حصنى نسازند و دلمشغولى ندهند و با رعايا نيكو روند و ولايت آبادان بماند[٢].]٦٢ b[
[١] - كهN -:PC
[٢] -+ و اللّه اعلمN