سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٢٥٤
فصل چهل و سوم[١] اندر بازنمودن احوال بدمذهبان كه دشمن اين ملك و اسلاماند
١- خواست بنده كه فصلى چند در معنى خروج خارجيان[٢] ياد كند تا جهانيان بدانند كه بنده را بر اين دولت چه شفقت بوده است و بر مملكت سلجوقيان چه هوا و همت، خاصه بر خداوند خلد اللّه ملكه و بر فرزندان و خاندان او كه چشم بد از روزگار دولت دور باد.
٢- بهمه روزگار خارجيان[٣] بودهاند، از روزگار آدم عليه السلام تا اكنون خروجها كردهاند در هركشورى كه در جهان است بر پادشاهان و بر پيغامبران عليهم السلم. هيچ گروهى شومتر و نگوسارتر و بدفعلتر از اين قوم نيند كه از پس ديوارها ٧٥ بد اين مملكت مىسگالند و فساد دين مىجويند و گوش بآوازه نهادهاند و چشم بر چشمزدگى. اكنون اگر نعوذ باللّه هيچگونه اين دولت قاهره را[٤] آسمانى آسيبى رسد اين سگان از نهفتها بيرون]٣١١ a[ آيند و بر اين دولت خروج كنند و دعوى شيعت كنند، و قوّت و مدد ايشان بيشتر از
[١] - فصل جهل و سيمP : فصل جهل و پنجمN
[٢] - خارجيانP K : خوارجيانN :
خوارجC
[٣] - خارجيانC K : خوارجP : خوارجيانN
[٤] -+ ثبتها اللّه از( حادثهCK )( آفتىP )PCK