سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣٤٢
در نشاپور و خدمت خواجه بزرگ نظام الملك طوسى كردى و در مهمات خواجه با او مشورت كردى و راى و تدبير از او خواستى.»
______________________________
(٧١) ص ٢٢٣ س ١٥ يكى كه فساد ملك مىجويد ...
بنده دانست كه سخن كيست- بسيار محتمل است كه اين اشارهاى باشد بتاج الملك و حامى
او تركان خاتون. ر. ك. راحة الصدور ص ١٣٣ س ١٣ و با فصل ٤٣ بند ٣ مقايسه كنيد.
(٧٢) ص ٢٣٤ س ١٢ چنين گويند كه روزى سليمان بن عبد الملك- ر. ك. تاريخ برامكه ص ٢- ٩ آنجا كه اين حكايت تماما درست با عين اين لغات آمده است و بىگمان نويسنده سير الملوك از آنجا اين داستان را نقل كرده است. تفاوت مهمى كه بين دو متن مزبور هست آنست كه در تاريخ برامكه نام وزير را «برمك» نوشته است نه «جعفر».
نويسنده كتاب مورد بحث ما بىجهت نام او را تغيير داده است و بىهيچ علتى بدعتى نهاده است. گويا خواسته است نام معروفترى را جايگزين نام برمك سازد. اين داستان در جوامع الحكايات هم آمده است، اما در آنجا لغات و مضمون آن تغيير يافته است.
(٧٣) ص ٢٤١ س ٩ و كودكان را برنكشند- شك نيست كه نظام الملك درينجا نظر بر محمود دارد كه تركان خاتون مىخواست كه او ولىعهد شود.
ر. ك. راحة الصدور ص ١٣٤ س ٤ و توجه داشته باشيد به فصل بعد كه در آن اشاره به دخالت زنان در كارهاى كشور مىكند.
(٧٤) ص ٢٤٢ س ٢ اندر معنى اهل ستر ...- عنوان اين فصل معمايى است. همه نسخههاى خطى جزK عبارت «سران سپاه» يا نظير اين دارند كه با مضمون نمىخواند اما بنظر چنين مىرسد كه اين ناشى از سوء تفاهمى است كه از خواندن كلمه «سراى» كه تنها در نسخهK آمده است دست داده.
(٧٥) ص ٢٥٤ س ١٠ از پس ديوارها- «مقصود مؤلف از اين قوم كه از پس ديوارهابدى مملكت مىسگالند فرقه اسماعيليه است كه بيشتر در قلعهها در پناه مىزيستند و بهمين جهت ايشان را اهل قلاع نيز ميخوانند.» (عباس اقبال)
(٧٦) ص ٢٥٥ س ٦ كسانى هستند- «در اينجا نظام الملك تعريض بوزرايى ميكند كه در دستگاه ملكشاه معارض او بوده و مذهبى خلاف مذهب خواجه داشتهاند، مثل مجد الملك قمى كه شيعى بوده و تاج الملك شيرازى