سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٢٧
فصل بيست و يكم اندر معنى احوال و روش رسولان و ترتيب كار ايشان
١- رسولان كه از اطراف مىآيند تا بدر خانه نمىرسند كس را خبر نمىباشد و اندر آمدن و شدن هيچ كس ايشان را تعهّد نمىكند و چيزى[١] نمىدهند و اين را بر غفلت و خوار داشتن كارها حمل كنند. بايد كه گماشتگان سرحدها را بگويند تا هركه اندر رسد در حال و در وقت سوار فرستند و آگاه كنند كه اين كيست كه مىآيد[٢] و با او چند سوار و پياده است]٨٥ b[ و آلت و تجمّلش بچه اندازه است و بچه كار مىآيد. و معتمدى با ايشان نامزد كنند تا ايشان را بشهرى معروف رساند و آنجا بسپارد و از آنجا كسى از گماشته ديگر همچنين با ايشان بيايد تا بشهرى و ناحيتى ديگر و هم بر اين مثال تا بدرگاه. و هر كجا كه برسند از آبادانى فرمان چنان باشد بگماشتگان و عمّال و مقطعان كه ايشان را بهر منزل نزل دهند و نيكو دارند و بخشنودى گسيل كنند و چون بازگردند هم بر اين صفت روند كه هرچه با ايشان كنند از نيك و بد همچنان باشد كه با آن پادشاه كرده باشند[٣] كه ايشان را فرستاده باشد. و پادشاهان
[١] - حيزىNP : خبرC
[٢] - آيدP : آيندC -:N
[٣] - باشندN -:PC