سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٨٠
دست او كارهاى بزرگ برآيد و مادت شر و فساد و فتنه از روزگار دولت او منقطع گردد و دست اهل صلاح قوى شود و مفسد نماند و در اين جهان نيكنامى باشد و در آن جهان رستگارى و درجه بلند و ثواب بىشمار يابد و مردمان در عهد او بعلم آموختن رغبت بيشتر كنند.
الخبر
٢- ابن عمر گويد رضى اللّه عنه كه «رسول عليه السلام گفت كه دادكنندگان را اندر بهشت سراها باشد از روشنايى عدل خويش با آن كسها[١] كه زيردست ايشان باشند.»
*** ٣- و نيكوترين چيزى كه پادشاه را بايد دين درست است زيرا كه پادشاهى و دين همچون دو برادرند. هرگه كه در مملكت اضطرابى پديد آيد در دين نيز خلل آيد، بددينان و مفسدان پديد آيند. و هرگه كه كار دين با خلل باشد مملكت شوريده بود و مفسدان قوت گيرند و پادشاه را بىشكوه و رنجهدل دارند و بدعت آشكارا شود و خوارج زور آرند.
حكايت
٤- سفيان ثورى گويد ٢٢ «بهترين سلطانان آن است كه با اهل علم نشست و خاست كند و بدترين علما آن است كه با سلطان نشستوخاست كند.»
٥- اردشير گويد ٢٣[٢] «هر سلطانى كه توانايى آن ندارد كه خاصگيان خويش را بصلاح بازآورد مىبايد دانست كه هرگز او عامه[٣] و رعيت را بصلاح نتواند آورد.» و در اين معنى حق تعالى مىفرمايد «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ.»
[١] - از روشنايى با اهل خويش و با آن كسهاPA : بر از نور و ايشان و اهل ايشانC : از روشنائى عدل خويش با( زيردستانM )( آن كسهاT )TM
[٢] - اردشير گويد .... نتواند ستدن( بند ٦)-P
[٣] - عامهA : عاملC