سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٨٨
و زكوة را منكراند، نه مقطعان ايشان را از اين گفتن كفريات زجر مىكنند و نه ايشان مقطعان را توانند گفت كه «شما چرا صحابه رسول را عليه السلام جفا مىگوييد و اين ظلم و فساد مىكنيد؟» هر دو گروه ببدى يكديگر همداستان شدهاند.
٤- «چون اين حال مرا بدرستى معلوم گشت اين مهمّ را بر غزات هند اختيار كردم و روى بعراق آوردم و لشكر ترك را كه همه مسلمانان پاكيزهاند و حنفى[١]، بر ديلمان و زنادقه و باطنى گماشتم تا تخم ايشان بگسستم، بعضى بشمشير ايشان كشته شدند و بعضى گرفتار بند و زندان گشتند و بعضى در جهان آواره شدند. و شغل و عمل، همه خواجگان و متصرفان خراسان را فرمودم كه ايشان يا حنفى[٢] يا شافعى پاكيزه باشند. اين هر دو طايفه دشمن را فضى و خارجى و باطنى باشند و موافق تركاند. و نگذاشتم كه يك دبير عراقى قلم بر كاغذ نهد از آنچه دانستم كه دبيران عراق بيشتر از ايشان باشند و كار بر تركان شوريده دارند تا باندك روزگار بدين تدبير عراق را از بدمذهبان صافى كردم بنيروى خداى عزّ و جلّ، كه ايزد تعالى مرا از جهت آن آفريده است و بر سر خلق گماشته تا مفسدان را از روى زمين برگيرم و اهل صلاح را نگاه دارم و بداد و دهش]١٤ b[ جهان را آبادان كنم.
٥- «در اين حال ما را چنان معلوم كردند كه قومى از مفسدان كوچ و بلوچ آنجا برباط ديرگچى ٢٩ راه زدهاند و مالى ببرده. خواهم كه ايشان را بگيرى و آن مال از ايشان بستانى و همه را بر دار كنى و يا همه را دستبسته با آن مال كه بردهاند بشهر رى فرستى كه ايشان را زهره آن نباشد كه از كرمان در ولايت من آيند و راه زنند. و الا كرمان از سومنات دورتر نيست. لشكرها را
[١] - حنفىP : حنيفىN : حنيفه مذهبC
[٢] - حنفىPC : حنيفىN