سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٢٩
هست يا نه[١]، و در كار دين صلب هست و شفقتى دارد يا مغفّل است و سست، و ميل او بيشتر بهزل باشد يا بجد، و بغلامان راغبتر است يا بزنان، تا اگر وقتى خواهند كه او را بدست آرند يا با او مخالفتى كنند و يا عيبى گيرند[٢] چون بر احوال او واقف باشند تدبير آن كار مىسگالند، از نيك و بد بدانند كرد و بواجبى بر دست گيرند چنانكه بروزگار سلطان شهيد الپ ارسلان انار اللّه برهانه بنده را افتاد.
٣- در همه جهان دو مذهب است كه نيك است و بر طريق راستاند، يكى حنفى و ديگر شافعى رحمة اللّه عليهما و ديگر همه هوا و بدعت و شبهت است. و سلطان شهيد رحمه اللّه در مذهب خويش چنان صلب و درست بود كه بارها بر زفان او رفته بود كه «اى دريغا اگر وزير من شافعى مذهب نبودى.» و سخت با سياست و هيبت بود و من بدان سبب كه او در مذهب]٩٥ b[ خويش چنان بجدّ و معتقد بود و مذهب شافعى بعيب مىداشت همواره از او انديشمند و ترسان بودمى.
٤- مگر اتفاق چنان افتاد كه سلطان شهيد عزم ماوراء النهر و سمرقند كرد كه خان سمرقند شمس الملك او را گردن نمىنهاد. و لشكر را بخواند و رسول فرستاد بشمس الملك نصر بن ابراهيم، و من بنده دانشمند اشتر را از قبل خويش با آن رسول سلطان بفرستادم تا آنچه رود مرا معلوم كند و مىنمايد.
ول سلطان نامه و پيغام رسانيد و از آنجا رسول خويش را با رسول سلطان ما اينجا فرستادند. چنانكه عادت باشد رسول را پيش بردند، نامه و پيغام برسانيد و بجانبش[٣] فروآوردند. و مگر عادت باشد كه رسولان گه و بيگاه پيش وزير شوند و مرادها و التماسها درخواهند و سخنها باشد كه مشافهه نتوانند گفت با
[١] -+ و نديمانش مردمانى شايسته و ظريف هستند يا نهN
[٢] -+ وN
[٣] - بجانبشN : بجاى نيكP -:C