سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣٥٩
پارساان ٣٢٨/ ٤
(نواان- فارسنامه صXXX )
ضميمه (ج)
ياى وحدت
البته معلوم است كه «درى سبز» و «در سبزى» در فارسى عبارات معمول بوده و آنها را ميتوان بجاى يكديگر استعمال كرد ولى از خواندن قديمترين كتابها چنان بنظر مىرسد كه در زبان كهن تنها «درى سبز» بكار رفته و «در سبزى» ابدا مصطلح نبوده است. در قديمترين نسخههاى سير الملوكNPC كه در حدود سال ٧٠٠ ه. استنساخ شدهاند استعمال عبارتهاى نظير «در سبزى» ديده نمىشود در صورتيكه در نسخههاى جديدتر كه در حدود سال ١٠٠٠ ه.
استنساخ شده بارها آن استعمال را ميتوان يافت.
همچنين در نمونههاى زير عبارتها كهنى مىيابيم كه در قرون بعد تغييراتى در استعمال بعضى از آنها روى داد مثلا اضافه «از» رايج گرديد:
رمهاى گوسفند ٣٢/ ١٧ (رمه گوسفندىX )
عقدى مرواريد ٣٦/ ٧ (عقد مرواريدىX )
دستى جامه ٦٨/ ١٢
كيسهاى ديباى سبز ١١٢/ ٩
تايى نان ١١٢/ ١٨
لگامى دوال ساده ١٤١/ ٨ (لگامى از دوال سادهK )
جبهاى ديباى رومى گرانمايه ١٦٧/ ١١
ضميمه (د)
پساوند صفت تفضيلى «تر»
پساوند صفت تفضيلى در كتابهاى زمان قديم بچند اسم عربى افزوده مىشد، مثلا:
حقترPC (بر حقترN ) ٢٤/ ١٩ (تاريخ بيهقى ص ٣٠٦ س ١٥)
خيارهتر ٩٩/ ٥
فريضهتر ٢٢٢/ ٣ (تذكرة الاوليا ج ٢ ص ٩، نوروزنامه ص ١٥
عجبتر ١٩١/ ١٢: ٢٣٨/ ٩
طرفهتر (نزهتنامه زير عنوان شترمرغ، سخن ج ١٣ ص ١٠٠٦)
مريدتر (اسرار التوحيد ص ٤٦٨ س ١٠)
نامهاى فارسى «استاد» و «سوار» را غالبا بمفهوم صفت «ماهر» بكار مىبرند پس شگفت نيست كه بآنها پساوند «تر» افزوده شود، مثلا:
سوارترPC (اسوارترN ) ٣٧/ ١٧
استادتر ١١٤/ ١٨
در مورد اسمهاى عربى بايد در نظر گرفت كه حالت اسمى آنها در نظر فارسىزبانان