سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣٤٠
شبهت گرديد.
______________________________
(٥٨) ص ١٨١ س ١٦ مأمون خليفه- اين داستان در
جوامع الحكايات آمده است و در آنجا مىگويد كه از تاريخ آل عباس نقل كرده است. در
ص ٣١٩ س ١٢ اين كتاب از «تاريخ خلفاى بنى عباس» نام برده شده است.
(٥٩) ص ١٨٥ س ٨ گويى همه شب فريشته گشتستى- بمعنى آنست كه «پندارى در سراسر شب ملائك كشته است.» با آنكه اين مفهوم شگفت بنظر ميرسد از نظر تداعى معانى عين همان مفهومى است كه در راحة الصدور ص ٥٠٩ نقل شده است كه: «عوانان و زبانيه دوزخ را ...» «ملك الموت و عوانان او را ...» در واقع امير حرس را با يكى از زبانيه دوزخ برابر نهاده است.
(٦٠) ص ١٨٩ س ٤ بهر وقتى حادثهاى آسمانى پديدار آيد- اين كلمات لحن نيمه دوم كتاب را كه در آن مؤلف از انديشناكى و هراسهاى خويش و آژيرهاى قضاى آسمانى سخن مىدارد، مشخص مىگرداند.
در هنگامى كه نويسنده كتاب شايد پس از گذشت سالها بار ديگر خامه بدست مىگيرد همان لغات و عبارات فصل اول كتاب به خاطرش مىرسد كه: «آشوب و فتنه ...» «شمشيرهاى مختلف ...» «ايزد تعالى پادشاهى پديد آورد ...» «چشم بد ...» همه اين نكات بروشنى مطالب مقدمه كتاب را كه در آن گفته است نخست ٣٩ فصل نوشته شد و آنگاه يازده فصل ديگر بر آن افزوده شد تأييد مىكند.
(٦١) ص ١٩٠ س ١٨ و نگذاشتهاند كه ضايع و محروم و مرحوم بودهاند- در چاپ اول بپشتيبانى متن زير استدلال كردم: «و نگذاشته كه ايشان ضايع و محروم باشند و از روزگار و دولت خويش برآيند. از بهر كفاف ...» اين متن را اكنون نميشود موجه دانست ولى هنوز گمان مىكنم كه اينجا اغتشاشى روى داده است، و ضبط كلمه بىمعنى «مرحوم» از اعتبار نسخهN مىكاهد.
(٦٢) ص ١٩٣ س ٢٠ بدخشان- بعضى از جغرافيانويسان ذكر كردهاند كه بدستور زبيده زن هارون الرشيد رباطى در بدخشان ساخته شد. ر. ك.
تركستان بارتلد ص ٦٦ ح ٣.
(٦٣) ص ١٩٤ س ١ در مقابله ژاشت و؟؟؟ وامروبكيج- ژاشت بدون شك درست است نه راشت. ر. ك. حدود العالم ص ١٢٠ س ١ و زين الاخبار ص ٢٧.