سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣٣٧
بدرياى فارس نزديك هند، در زمان سابق آن جزيره و قطيف و لحسا از حساب بحرين بوده است، اردشير بابكان بر آن جزيره شهرى ساخت، نيزه خطى از آنجا آورند.» و فارسنامه ص ٦٠ س ٢٠ مىگويد: « (اردشير بنا كرد) شهرى ببحرين كى آنرا خط خوانند و نيزه خطى از آنجا خيزد.» با وجود قول نزهة القلوب كه خط جزيرهاى بوده من گمان مىكنم كه خط همان دهى است كه امروز در ساحل عمان وجود دارد چند كيلومتر بطرف مشرق از رأس الخيمه بپايه كوههاى جبل اخضر واقع شده.
______________________________
(٣٨) ص ١٣١ س ١ انگشترى در انگشت راست كرده-
از متن چنين برمىآيد كه نظام الملك را رافضى تصور كردهاند زيرا كه انگشترى بدست
راست داشته است. ر. ك. به سفينة البحار ذيل خاتم (التختم باليمين).
(٣٩) ص ١٣١ س ٥ چكليان- بقول محمود كاشغرى (ديوان لغات الترك ج ١ ص ٣٣٠) تركمانان سلجوقى همه تركان شرقى را جكل مىناميدند. شاعران هم مردم جكل را بزيبايى ستودهاند. ر. ك. ديوان عطار.
(٤٠) ص ١٣٣ س ٦ اندر ساخته داشتن علفها- با عبارت راحت الصدور ص ١٣١ س ١ مقايسه كنيد- «و لشكرى كه همواره ملازم ركاب بودند و اسامى ايشان در جراياد ديوان مثبت بود چهل و شش هزار سوار بودند و اقطاعات ايشان در بلاد ممالك پراكنده بودى تا بهر طرف كه رسيدندى ايشانرا علوفه و نفقات معد بودى.»
(٤١) ص ١٤٠ س ٥ تا حاجت مىافتد بهر وقت تير انداختن- با دريافتن اينكه تير انداختن كنايهايست بمعنى سقط گفتن ابهام و اشكال قبلى از اين عبارت برداشته شد.
(٤٢) ص ١٤١ س ١ ترتيب غلامان سراى- «تربيت» بجاى «ترتيب» از نظر مضمون بندهاى بعد اصلاح مناسبى مىنمايد. ولى همه نسخهها بغير از نسخهN «ترتيب» دارند و عبارت نسخهN با اينكه بسبب فقدان نقطهها قطعى نيست كمى به «ترتيب» نزديكتر است.
(٤٣) ص ١٤١ س ١٥ گنزى- شكل اين تركيب حدسى است ولى مبنى بر آن است كه كتاب نسخههاى بعدىKB اسم شهر گنجه را مىشناختند و جغرافيانويسان عرب اين اسم را جنزه مىنوشتند. گنزى نيز بتلفظ امروزه آذربايجانيها نزديك است.
(٤٤) ص ١٤٤ س ١٤ امير خراسان نوح بن نصر- اين دخالت الپتگين در مسئله جانشينى