سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٣٣٣
ديد. مثل زد كه هركه بنام فريفته شود بنان درماند. بفرمود تا او را بردار كردند و اين حكايت بيادگارنامهها اندر است. و شاعر گفته است:
|
بنام نيك تو خواجه فريفته نشوم |
كه نام نيك تو دامست و زرق مرنانرا |
|
|
كسى كه دام كند نام نيك از پى نان |
يقين بدان تو كه دامست نانش مرجانرا |
|
» بر اساس اين ابيات متن را تصحيح كردم.
در نصيحة الملوك داستان بهمين جا پايان مىيابد. شايد در يادگارنامهها داستان نيز بهمين جا پايان مىپذيرفته است و دنباله آن ساخته نظام الملك است كه از عبارت «روزنامههاى بازداشتگان» الهام گرفته و ساخته است.
______________________________
(٨) ص ٣٩ س ٦ من از اين مرد بجان ناايمنم-
در چاپ اول بجاى «ناايمنم» بپيروى از خلخالى «آمدهام» را در متن گذاشتم و فرض
كردم كه «آمده» از اشتباه كاتبان بتدريج به «ايمن» و بعد به «ناايمن» تبديل شده.
ولى با اينكه هنوز «آمده» بسياق و مفهوم عبارت مناسب مىنمايد (با عبارت ص ٨٩ س ٨ مقايسه كنيد) از گواهى نسخهN نمىشود صرفنظر كرد.
(٩) ص ٥١ س ٥ او را ... ندارد- بنظر مىرسد كه استعمال «ندارد» بجاى «نيست» كه از نظر دستور زبان منتظر است يك سهو حافظه نويسنده مىباشد.
(١٠) ص ٥١ س ١٨ توبرهاى كاه و مرغى و دستهاى تره- اين عبارت هم كه مفهوم آن اجناس پيشپا افتاده و بىاهميت هستند مانند تكيهكلام تكرار شده و خود دليل ديگرى است بر يكسان بودن انشاى كتاب و يكى بودن نويسنده: عبارات ص ٨٥ س ١١ و ص ٩٥ و س ٧ و ص ١٥٣ س ١٩ را با اين مقايسه كنيد.
(١١) ص ٥٧ س ٥ چنين گويند كه رسم ملكان عالم عجم چنان بوده است- اين عبارت را با عبارت ص ٩١ س ٩ نصيحة الملوك مقايسه كنيد. لغات عبارت هر دو يكسانت.
(١٢) ص ٥٨ س ٢ و كفران نعمت آرند- اين عبارت و عبارت جملههاى بعدى تا آنجا كه گويد «ملك از آن خانه تحويل كند» در نصيحة الملوك هيچ