سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٢٣٠
و بس. و اگر كسى شغلى دارد و شغلى ديگر خواهد اجابت نكنند و رخصت ندهند تا اين رسم محدث از مملكت بيفتد چون همه متصرّفان بر عمل باشند و مملكت آبادان شود.»
*** ٢٧- و ديگر ملك بعمّال آراسته باشد و ببزرگان سپاه، و بر همه عاملان و متصرّفان وزير باشد. هر آنكه كه وزير بد باشد و خاين]١٠١ b[ و ظالم و درازدست بود عمّال همه همچنان باشند بلكه بدتر و بىرسمتر. و اگر عاملى در تصرف نيك داند و دبيرى و مستوفيى و معاملتشناسى باشد كه در جهان نظير ندارد چون بدمذهب باشد و يا بدكيش چون جهود و ترسا و گبر، مسلمانان را ببهانه عمل و حساب رنج نمايد و استخفاف كند. چون مسلمانان ازين بدمذهب و بدكيش تظلم كنند و بنالند او را معزول بايد كرد و مالش داد و بدان مشغول نبايد شد كه پاى مردانش گويند كه «در همه جهان دبيرى و محاسبى و عاملى بكفايت اين مرد نيست. اگر اين از ميان برخيزد همه معاملات بزيان آيد و هيچ كس اين شغل نتواند كرد.» دروغ گويند، و اين سخن نبايد شنيد و او را بديگرى بدل بايد كرد چنانكه امير المؤمنين عمر خطّاب رضى اللّه عنه كرد.
حكايت در اين معنى
٢٨- و آنچنان بود كه در ايام سعد و قاص[١] در[٢] سواد بغداد و واسط و انبار و آن نواحى تا[٣] در خوزستان و بصره عاملى بود جهود و مگر مردمان اين ناحيتها كه ياد كرده شد قصهاى نبشتند بامير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه و از اين عامل جهود تظلّم كردند و بناليدند و گفتند «اين مرد ببهانه عمل و معاملت ما را بناحق مىرنجاند و بر ما استهزا و استخفاف مىكند. طاقت ما برسيد.
[١] - وقاس( در همه موارد)N
[٢] - درNP -:C
[٣] - تاPC : راN