سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٢١٣
فصل چهل و يكم[١] اندر آن معنى كه دو عمل يك مرد را نافرمودن و بىكاران را شغل فرمودن و معطل و محروم ناگذاشتن و عمل مردان پاكدين و اصيل را دادن و بدمذهبان و بدكيشان را عمل نافرمودن و دور داشتن از خويشتن
١- پادشاهان بيدار و وزيران هشيار بهمه روزگار هرگز دو شغل يك مرد را نفرمودهاند و يك شغل دو مرد را، تا كارهاى ايشان بنظام و با رونق بودى، از بهر آن را كه چون دو شغل يك مرد را فرمايند هميشه از اين دو شغل]٣٩ b[ يكى بر خلل باشد و با تقصير از جهت آنكه اگر مرد در اين شغل بواجب قيام كند و تيمارش بجدّ بر دست گيرد در آن ديگر شغل خلل و تقصير افتد و اگر در آن شغل بواجب قيام كند و اهتمامى نمايد در اين شغل بهمه حال تقصير و خلل راه يابد و چون نيك نگاه كنى هر آن كس كه او دو شغل دارد همواره هر دو شغل بر خلل باشد و او مقصّر و ملامتزده و فرماينده متشكى و رنجوردل. و باز هرگاه كه دو مرد را يك شغل فرمايند آن بدين افكند و اين بدان، هميشه آن كار ناكرده ماند و مثل زدهاند در اين معنى كه «خانه بدو كدبانو نارفته بود
[١] - فصل چهل و يكمP : فصل جهل و سومN