سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ٢٠٠
گماشتگان و لشكر او همه چنين شوند و سيرت او گيرند. لاجرم خلق خداى در راحت افتد و ثمرت اين بهر دو جهان بيابند ان شاء اللّه تعالى.
فصل اندر اين معنى[١]
١٨- عادت پادشاهان بيدار چنان بوده است كه پيران و جهانديدگان را حرمت داشتهاند و كاردانان و رزمآزمودگان را نگاه داشتهاند و هر يكى را محلّى و منزلتى نهاده و چون مهمّى بايستى[٢] در مصلحت مملكت و عمارت و يكى را بركشيدن و يكى را از پاى فروآوردن و بناى رفيع كردن و با كسى وصلت ساختن و احوال پادشاهى بدانستن و از كار دين بررسيدن و مانند اين]٧٨ b[ تدبيرها با دانايان[٣] و پيران جهانديده كردهاند و باز چون خصمى و كارزارى پيش آمده است همه تدبير با رزمديدگان و كاردانان كردهاند تا آن كار بمراد برآمده است و اگر پيكارى پيش آمدى كسى را بدين پيكار فرستادندى كه او بسيار جنگها كرده بودى و مصافها شكسته و قلعهها گرفته و نام او بشير مردى در جهان گسترده، و با اين همه پيرى جهانديده و كاركرده با او بفرستادندى تا خطايى نيفتادى. و وقت مىباشد كه مهمّ پيش مىآيد، كار ناكردگان و كودكان و جوانان را نامزد مىكنند و خطاها مىافتد و در اين معنى بهر وقت اگر احتياطى فرمايند صوابتر باشد و بىخطرتر.
فصل در معنى القاب[٤]
١٩- و ديگر القاب بسيار شده است و هرچه فراوان شود قدرش برود و خطرش نماند و هميشه پادشاهان و خلفا در معنى القاب تنگ مخاطبه بودهاند كه از ناموسهاى مملكت يكى نگاه داشتن لقب و مرتبت و اندازه هركس است.
[١] - فصل درين معنىP : فصل جهل و يكم اندر اين معنى كويدN
[٢] - بايستىNC -:P
[٣] - تدبيرها با دانايانPC : تدبيردانانN
[٤] - فصل در معنى القابP : فصل جهل و دوم در معنى القابN