سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٧٤
فصل سى و ششم اندر حقگزاردن خدمتكاران و بندگان شايسته
١- هركه از خدمتكاران خدمتى پسنديده كرد بايد كه در وقت نواختى يابد و ثمرت آن بدو رسد و آنكه تقصيرى كند بىضرورتى و سهوى آن كس را باندازه گناه مالشى رسد تا رغبت بندگان بر خدمت زيادت گردد و بيم گناهكاران بيشتر مىشود و كارها بر استقامت مىرود.
حكايت
٢- پسر هاشمى بر گروهى مردمان از مستى عربده كرد. پيش پدرش آمدند و از وى بناليدند و گله كردند. پدر خواست كه او را عقوبت كند. پسر گفت «يا پدر من گناهى كردم و خرد با من نبود، تو مرا عقوبت مكن كه خرد با تست.» پدرش را اين سخن خوش آمد و عفوش كرد.
حكايت
٣- خردادبه گفت: ملك پرويز بر يكى از خاصگيان خويش خشم گرفت و مر او را بازداشت]٧٧ a[ و هيچ كس نزديك او نيارست شدن مگر باربد مطرب هر روز او را طعام و شراب بردى. ملك پرويز را خبر كردند. باربد را گفت