سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٣
و برآوردن بناهاى رفيع و نشستگاههاى بديع بجاى آرد و بر شاهراهها رباطها فرمايد كردن و مدرسهها از جهت طالبان علم تا آن نام هميشه او را بماند و ثواب آن مصالح بدان جهان او را حاصل بود و دعاى خير پيوسته گردد.
٤- و چون تقدير ايزد تعالى چنان بود كه اين روزگار تاريخ روزگارهاى گذشته گردد و طراز كردارهاى ملكان پيشين شود و خلايق را سعادتى بارزانى دارد كه پيش از اين ديگران را نداشته است خداوند عالم شاهنشاه اعظم را از دو اصل بزرگوار كه پادشاهى و پيشروى هميشه در خاندان ايشان بود- و پدر بر پدر همچنين تا افراسياب بزرگ- پديدار آورد و او را بكرامتها و بزرگيها كه ملوك جهان از آن خالى بودند آراسته گردانيد. پس آنچه بدان حاجت باشد ملوك را]٦ b[ از ديدار خوب و خوى نيكو و عدل و مردانگى و دليرى و سوارى و دانش و بكار بستن انواع سلاح و راه بردن بهنرها و شفقت و رحمت بر خلق خداى عزّ و جلّ و وفا كردن نذرها و وعدهها و دين درست و اعتقاد نيكو و دوست داشتن طاعت ايزد تعالى و بجاى آوردن فضايل از نماز شب و زيادت روزه و حرمت داشتن علماى دين را و گرامى كردن زاهدان و پارسايان را و خريدارى كردن اهل دانش و حكيمان را و صدقههاى متواتر دادن و با درويشان نيكويى كردن و با زيردستان و خدمتكاران بخلق خوش زيستن و ستمكاران را از رعيت بازداشتن او را ارزانى داشت. لاجرم ايزد تعالى بر اندازه شايستگى و اعتقاد نيكو دولت و مملكت داد او را و همه جهان را مسخّر او گردانيد و هيبت و سياست او بهمه اقليمها برسانيد تا جهانيان خراجگذار او باشند و بتقرّبى كه بدو مىكنند از شمشير او آمناند.
٥- و اگر بروزگار بعضى از خلفا اندر ملك بسطى و وسعتى بوده است بهيچ وقت از دلمشغولى و خروج خارجيان خالى نبوده است و اندر اين روزگار مبارك